arrowصفحه اصلی arrow دانستنی های قرآنی
جستجوی پایگاه
فهرست

Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

اتصال به خبرخوان

 

صاحب امتیاز:

مدیریت دارالقرآن و امورنماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

 

جمهوری اسلامی ایران

 


شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

مثل هاى زيباى قرآن(13) چاپ ارسال به دوست

انفاق, و هفتصد برابر پاداش

آيه الله جعفر سبحانى

قرآن مجيد طى چهار تشبيه و تمثيل, ابعاد و آداب مختلف انفاق را بيان كرده است. 

((مثل الذين ينفقون إموالهم فى سبيل الله كمثل حبه إنبتت سبع سنابل فى كل سنبله مإئه حبه و الله يضاعف لمن يشإ و الله واسع عليم)).
((كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند, بسان بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه يك صد دانه باشد, و خداوند براى هر كسى بخواهد دو يا چند برابر مى كند(رحمت) خدا وسيع و او دانا است)).

ادامه مطلب...
 
مثل هاى زيباى قرآن(15) چاپ ارسال به دوست

 

انفاق خالصانه در راه خدا

 

آيه الله جعفر سبحانى

 

عمل كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند همچون باغى در نقطه اى مرتفع است كه با ريزش باران درشت, دو برابر ثمر دهد.

 

ادامه مطلب...
 
مثل هاى زيباى قرآن(9) چاپ ارسال به دوست

 

 

معبودان پست تر از پشه

 آيه الله جعفر سبحانى

اگر خداوند, در مقام مثل, معبودان پست وحقير مشركان را به پشه تشبيه كرده, به اين جهت است كه اين موجود ريز در عرف و فرهنگ مردم, نمونه روشنى براى حقارت و پستى است, گرچه در آفرينش, از موجودات شگفت انگيز است.

ادامه مطلب...
 
مثل هاى زيباى قرآن(10) چاپ ارسال به دوست

آيه الله جعفر سبحانى

قلب كه عضوى در سينه انسان است, گرچه وظيفه پخش خون در بدن را به عهده دارد, اما اثر پديده هاى روانى مانند خشم, ترس, شادى و اندوه, زودتر از اعضاى ديگر در آن مشاهده مى شود. (تندى و كندى ضربان). از اين رو بسيارى از امور روانى مانند قساوت و بى رحمى, و حتى تعقل و تفكر به آن نسبت داده مى شود.

ادامه مطلب...
 
استفتائات قرآني از امام خميني (ره) چاپ ارسال به دوست

استفتائات قرآني از امام خميني (ره)



1ـ سـوال: در روزهای جمعه و در صف جماعت ديده می شـود كه بعضی از برادرها روزنامه می آورند و روی آن می نشينند و نماز مـی خـوانند و مسلما در روزنامه آيات قـرآن يا اسم خـدا يا كلمه ((الله)) يا اسـم ائمه (ع) مـی باشـد, آيا نماز صحيح است يا خير؟(1)

جواب: تا يقيـن به هتك و بی احترامی نداشته باشند نمازشان اشكال ندارد و بر ديگران لازم نيست به آنها بگويند.



2- سـوال: آيا انداختـن آيات قرآن و اسماء خداوند تبارك و تعالی, بعد از تغييـر شكل مثل پـاره كـردن و يا قطعه قطعه كـردن آن به صـورتـی كه مـوقع خـوانـدن معنـای آن مشخص نبـاشـد جـايز است يـا خيـر؟(2)

جـواب: اگر بعد از تغيير شكل, آيات قرآن بر آن صـدق نكند, اشكال ندارد.



3- سـوال: آيا انداختـن اسماء جلاله خداوند در زباله دان, بـدون قصد اهانت جـايز است يـا نه, در صـورتـی كه انـداخته بـاشنـد حكمـش چيست؟(3)

جـواب: انـداختـن آن جايز نيست و بايـد آنـرا از محل هتك و اهانت خارج كنند.



4- سـوال: انـداختـن روزنامه و مجلات در ميان زباله بـا علـم به اينكه در ميـان آن, اسمـاء جلاله و آيـات قـرآن نـوشته شـده است, چه حكمـی دارد؟(4)

جـواب: حكـم همـان است كه در مسـاله قبلـی گفته شــد.



5- سـوال: از آنجايی كه در حال حاضر بيشتر روزنامه ها و مجلات كشور, مشتمل بـر آيات قـرآن است و معمـولا افـراد پـس از مطالعه, آنها را به جاهای هتك آميزی می اندازند لذا تقاضا می كنيـم دستـور فرماييد كه ايـن نشريات از چاپ آيات قرآن و كلماتی كه احترام آنها لازم است خـودداری كنند و اگر بهتر است در هنگام ضرورت سعی كنند آيات قرآن را نقل به معنا كننـد و نه اينكه عينا چاپ نمايند؟(5)

جـواب: چاپ و نشر ممنـوع نيست, ولی از انداختـن در جاهايی كه مـوجب هتك می شود, بايد خودداری كنند.



6- سـوال: در روزنامه ها آيات زيادی از قـرآن مجيـد و اسماء الله و اسماء انبياء (ص) به چشـم مـی خـورد كه بسياری از مردم بطـور اجتناب ناپذير سر و كار با آن دارند و اجناسی در آن می پيچند و زير دست و پا در محلهای نجـس و كثيف كه تـوهيـن است می اندازند و با عدم طهارت آنها را دست مـی زننـد, آيا وظيفه هست به متصـديـان تذكـر بـدهيـم كه فكـری بـرای ايـن بكننـد؟(6)

جـواب: چنين تكليفی نيست ولی اگر در مـوردی تـوهيـن و بی احترامی می شـود بايد رفع توهين شود.



7- سـوال: اينجانب يكـی از ايرانيان خارج از كشـور هستـم كه هر چنـد وقت يكبار روزنامه های ايرانی برايـم فرستاده می شـود و مقدار زيادی از آنها را جمع كـرده ام, چـون آيـات قـرآن در آنهاست نمـی دانـم آنها را چه كنـم آيـا می تـوانم آنها را به دور بـريزم و يـا اينكه در دريـا بيندازم؟(7)

جـواب: اگر در آنها آيات قرآن و اسماء محترمه باشـد بايد طـوری آنها را از بيـن بـرد كه در صـورت لزوم هتك نبـاشـد مثل به دريـا ريختـن.



8- سـوال: در حال حاضر نام خـداوند متعال و پيامبر (ص) و ائمه معصـوميـن عليهم السلام و آرم جمهوری اسلامـی در روزنـامه هـا و مجلات و كـاغذهـای اداری و... مشهود است و معمـولا رعايت در حفظ احترام آن نمـی گردد. حكـم چيست؟(8)

جـواب: از انـداختـن آنها در مـواضع هتك آميز اجتنـاب شــود.



9- سـوال: در بعضی از شهرستانها كـوپنهای باطل شده خـواربار كه بيشترشان آرم جمهوری اسلامی و يا آيه قرآن بر روی آنها می باشد, سـوزانده می شـود آيا اين كار شرعا جايز است يا نه؟(9)

جـواب: بنـابـر احتيـاط از سـوزانـدن اجتنـاب نمـاينـد.



10- سوال: خـواندن بعضی از آيه بعد از تكبيره الاحرام و قبل از سـوره حمد چه صورتی دارد؟(10)

v
جـواب: قـرائت قـرآن به قصـد قـرآنيت نه ورود, مـانع نـدارد.



11- سـوال: در نمـازها واجب است كه در ركعت اول يا دوم يكـی از سـوره های قـرآن كـريم را بخـوانيـم, آيا هـر سوره به جز 4 سـوره كه سجـده واجب دارد مـی تـوانيـم بخـوانيـم يـا خيـر؟ حتـی بقـره؟(11)

جواب: اختيار داريد.



12- سـوال: آيا در نوافل هـم بعد از حمـد در صـورتـی كه بخـواهـد سـوره ای بخواند,بايد آن سوره را كامل بخـواند يا مـی شـود به چنـد آيه از يك سـوره اكتفا كرد؟(12)

جـواب: لازم نيست يك سـوره كـامله بخـوانـد.



13- سـوال: آيا ادا كردن كلمات در نماز از مخـرج واقعيشان واجب است؟(13)

جـواب: بـايـد كلمـات طـوری ادا شـود كه عرف عرب آن را صحيح بـدانـــد.



14- سـوال: اگر كسی در مورد قرائت صحيح در نماز اطلاعی نداشته و كسی برای او نگفته است و تا كنـون نماز را از نظر قـرائت صحيح حـروف, غلط خـوانـده بايد نمازهای قبلی را قضا نمايد؟ و آيا ايـن حكم در مورد عامه مردم كه تا كنـون نمـاز را غلط خـوانـده انـد نيز صــادق است؟(14)

v
جـواب: اگـر در وقت خـوانـدن, آنها را صحيح مـی دانسته نمـازش صحيح است.



15- سـوال: تكليف كسـی كه تا به حال نمازش از نظر ادای مخارج صحيح حروف, اشكال داشته چيست؟ با تـوجه به ای كه در بعضی از رساله ها حكـم به اعاده و يا قضا شده است؟(15)

جـواب: اگـر مـوقع خوانـدن نماز, قـرائت خـود را صحيح مـی دانسته و بعدا معلوم شده اشتباه بـوده, نماز صحيح است و اعاده و قضا ندارد, اگر چه احوط استحبابی اعاده است.



16- سوال: شخصی حمد و سوره و اذكار نماز را بلد بـوده ولی مدتی نمازش را بدون رعايت مخارج حروف مـی خـوانده و تذكر ديگران نيز در او تاثيری نداشته و حتی او را در مـورد غلط بـودن نمازش به شك نينداخته, ولی حالا كه متـوجه شده, ايـن مساله برايش پيش آمده كه آيا قضای نمازهايی كه تا به حال خواند بر او واجب است يا نه؟(16)

جـواب: در صـورتـی كه از جهت غفلت و عدم التفات اشتباهـی در قرائت و يا ذكر شده قضا واجب نيست.



17- سـوال: با تـوجه به ايـن كه برای تلفظ حروف ((ض)) در تجـويد چند قول است, بفرماييد شما به كدام قول عمل می كنيد؟ يك قـول مـی گـويد: كه برخـورد نوك زبان به دندان آسيا و يك قـول می گويد: كه بر خـورد كناره بـن زبان با دندان آسيا؟(17)

جواب: شناختـن مخارج رووف طبق قول علمای تجـويد واجب نيست بايد تلفظ هر حـرف به نحـوی بـاشـد كه در عرف صـدق كنـد آن حـرف ادا شـد.



18- سـوال: آيا خـوانـدن تشهد يا قـرآن در هنگام نيـم خيز در نماز جماعت واجب است يا خير؟(18)

v
جواب: واجب نيست.



19- سـوال: اگـر كسـی در مـاه مبـارك رمضـان آيه قـرآن و يا حـديث را كه می خواهد از قول امام معصـوم نقل كند, غلط بخـواند و قصدش ايـن بـوده صحيح بخواند ليكـن در ضمـن كه می خواند متوجه می شود دارد غلط می خواند,آيا وقتی كه فهميد غلط می خـوانـد اگر ادامه بـدهد روزه اش باطل مـی شـود يا نه؟ و در صـورتـی كه متـوجه روزه اش نبـاشـد حكـم روزه اش چيست؟(19)

جـواب: اگر غلط خواندن مـوجب تغيير معنی شـود و آن معنی غلط را بخـواهد نسبت به خـدا و رسـول دهـد حـرام است و مـوجب بطلان روزه مـی شـود.



20- سـوال: اگر كسی به خاطر انجام كار خيری مثل تلاوت قرآن وضو بگيرد ولی بعد از آن از انجـام آن منصـرف شـود آيـا وضـوی او بـاطل است يـا نه؟(20)

جـواب: وضـو بعد از آنكه صحيحـا واقع شـد, بـاطل نمـی شـود.



21 - سـوال: نوشتـن ((نام خدا)) به آن صورت كه نوشته شده, تـوضيح دهيد كه آيا مس كردن آن حرام است يا نه؟

الف: الله

ب: خدا

پ: بسمه تعالـی

ت: الله بـدون حـركت

ث: نام خـدا را درميـان شعری بنـويسنـد و حـروف آن جـدا بـاشـد.

ج: پـاك كـردن و سـوزانـدن يـا بـا جـوهـر از بيـن بـردن. چ: ا...

ح: اگر قسمتی از آن مس شود چطور؟ نام امامان را كه روی اشخاص است, نوشتـن و دور انـداختـن چطـور؟ آيه قرآن بدون حـركت, مـس كردن بـدون وضـو چگـونه است؟(21)

v
جـواب: مـس كتابت قرآن و اسماء باری تعالی يا جزيی از آنها به هر لغت و كيفيت كه باشد بدون طهارت جايز نيست و از بيـن بردن آنها به نحوی كه موجب هتك نشود اشكال ندارد.



22- سـوال: آيا مـس كـردن نقـش آرم جمهوری اسلامـی ايران كه روی نامه ها و بليطهای اتـوبـوس و... مـی بـاشـد حـرام است؟

جـواب: بـدون طهارت, جـايز نيست علـی الاحـوط(22)



23- سـوال: افرادی كه اسمشان: عبدالله, حبيب الله و... است اگر بـدون وضـو آن را بنـويسنـد و يـا مـس كننـد چه حكمـی دارد؟(23)

جـواب: مـس اسـم الله بـدون طهارت جـايز نيست.



24- سـوال: آيا مـس و به دست كردن انگشتری كه بر روی آن نـوشته شـده است (الله بصير بالعباد) و يا قرآن مجيد در جيب بـدون وضـو برای ياد خدا درست است يا نه؟ (24)

جـواب: مـانعی نـدارد ولـی بـدون وضـو مـس نكنـد.



25- سـوال: آيا مـس كـردن كلماتـی از قـرآن ماننـد ابليـس, شيطان, كفار, ابولهب, و... در صـورتـی كه شخص وضـو نـداشته باشـد حـرام است؟(25)

جواب: جايز نيست.



16- سوال: اگر كسی جنب باشد و سوره هايی كه خواندنـش برای او حرام است به فكرش خطـور كند و هر چه سعی كنـد از فكرش نرود آيا گناهـی كـرده است؟(26)

جواب: مجرد خطور در ذهن حرام نيست.



27- سوال: آيا بچه نابالغی كه مس ميت كرده می تـواند با وضوی تنها مـس خط قرآن يا اسم خداوند نمايد؟(27)

جواب: بچه نابالغ تكليف ندارد.



28- سوال: كسی كه آب نداشته يا آب برای او ضرر داشته و تيمـم بدل از غسل جنابت كرد, آيا می تواند نماز را با جماعت بخـوانند و مـی تـوانـد به مسجـد بـرود؟ و حكـم او در خـوانـدن قـرآن چيست؟(28)

جـواب: مـانعی نـدارد و حكـم كسـی را دارد كه غسل كـرده است.



29- سـوال: بعد از غسل جنابت وضـو بـرای نماز لازم نيست, آيا با ايـن غسل مـی تـوان نـافله نمـاز را هـم خـوانـد يـا قـرآن را مـس نمـود؟(29)

جـواب: می تـوان نماز نافله و ساير كارهای مشروط به طهارت را انجام دهد.



30- سوال: اينجانب می تـوانم عربی بخوانم ولی معنی آن را درك نمی كنـم ولی انگليـسی را به خـوبی متـوجه می شوم بر اساس حديث نبـوی كه هركـس يك آيه از قرآن در ماه مبارك رمضان بخـواند ماننـد مطالعه تمامـی قرآن است. آيا اگر به انگليسی هم خوانده شود. هميـن طور است؟ اگر كسی قرآن به عربی بخواند و معنـی آن را نفهمـد بـاز هـم ثـواب خـواهـد داشت؟(30)

جواب: ثـواب قرآن منوط به درك معانی آن نيست اگر چه خوب است سعی شود تا معنـی آن را درك نمـايـد تـا از ارشـاد و علـوم آن بهره منـد گردد.



31- سوال: آيا می تـوان اعمال شب قدر را به زبان غير عربی انجام داد؟(31)

جـواب: مانعی ندارد ولی قرائت سوره و آيات قرآن و ادعيه ماثـوره به نيت تحصيل ثـواب مخصـوص, منـوط به قـرائت متـن عربـی است.



32- سـوال: آيا به كسی كه قرائت نماز او صحيح نيست ولی در مقام اصلاح است می شود نيابت حج واگذار كرد؟(32)

جـواب: اگـر در وقت عمل قـرائت خـود را درست كنـد و صحيح بخـوانـد مانع ندارد.



33- سوال: خـواندن آيات قرآن به صورت سرود آهنگ دار جايز است يا نه؟(33)
جواب: اگر مطرب باشد جايز نيست.



34- سوال: آخر بعضی از كلمات مكسـور است آيا می تـوانيـم در نماز آنها را به صـورتـی اشبـاع كنيـم كه صـدای يـاء تـوليـد شـود؟ مثلا ((مغضــوب)) را ((مغضوبی)) بخوانيم؟ (34)

جـواب: بايد به كسره خوانده شود و اگر كمی اشباع شود بدون تبديل به ياء مانع ندارد.



35- سـوال: در بعضـی از كلمـات نمـاز مـاننـد: ((عليهم)), ((غيــــر)) و ((ليله)), حرف ما قبل ياء را به صورت مكسـوره می خـوانند مانند: ((عليهم)) و ((غير)) در صورتی كه در زبان عرب, ياء ما قبل مكسـور را به صـورت اشباع بايد خواند و اين چنيـن تلفظی از نظر لغت صحيح نيست, به هر حال منتظر نظر شريف حضرت عالی هستيم.(35)

جـواب: بايد به فتحه خوانده شـود و چنانچه به نحـوی بخـواند كه نزد عرف عرب صحيح باشد اشكال ندارد.



36- سوال: می خواستـم بدانم اصلا استخاره با تسبيح يا قرآن يا استخاره ذات الرقاع از نظر اسلام در مسايل مهم زندگـی مثل ازدواج و تصميـم گيريهای مهم صحيح است يا نه؟(36)

جـواب: مشـورت با خـداونـد متعال و استخاره از طـريق ماثـوره بـرای رفع تحيرات اشكال ندارد.



37- سـوال: آيا استخـاره درست است؟ و وقتـی كه يك عمل خيـری پيـش آمـد و استخاره كرديـم و بد آمد, استخاره ملاك عمل است و بايد به آن اعتقاد داشت؟ و آيـا واقعا استخـاره درست مـی گـويـد؟(37)

جـواب: ((استخاره)) از اصـول اعتقادی نيست كه اعتقاد به آن لازم باشـد و در مـورد تحيـر به قصـد رجـاء مـانع ندارد.



38- سـوال: آيا در همه موارد می تـوان با قرآن استخاره كرد يا مـوارد خاص دارد, فی المثال در مورد طلاق گرفتن يا نگرفتـن می شـود استخاره كرد يا نه؟ و ديگر اينكه اگـر شخصـی استخاره كنـد و به آن عمل نكنـد چگـونه است؟(38)

جواب: استخاره الزام نمیآورد.



39- سوال: عده ای با خواندن زيارت و دعا و شركت در مجالـس عزاداری مخالفت می كنند و مـی گـويند قرآن خـوانـدن در صـورت نفهميدن معانـی آيات, فايده ای ندارد و يا خـوانـدن در صـورت نفهميـدن معانـی آيات, فايـده ای نـدارد و با خـواندن قرآن در مجالـس ترحيـم نيز مخالفت مـی نمايند. نظر امام چيست؟(39)

جـواب: خـوانـدن زيارت و ادعيه ماثـوره و عزاداری برای سيـد مظلـومان و صلـوات بر پيغمبـر و آل او از افضل قربات و آدم ساز است. و قرائت قرآن از مستحبـات و اهـدا ثـواب آن به امـوات مـوجب مثوبت است.



40- سـوال: تبـديل قـرآن و كتب وقف شـده در مسـاجـد به احسـن چه صـــورت دارد؟(40)

v
جـواب: تـا مـوقعی كه قابل استفـاده است فـروش و تبـديل آن جـايز نيست.



41- سـوال: احتراما معروض می دارد: بعضـی از اشخاص خير, قرآن كريـم را به صـورت جزوه به مساجـد برای قرائت اهداء مـی كنند و در جلد جزوه ها, وقفنامه يا عكس واقف را می چسبانند. بعضی از اشخاص, ايـن وقفنامه يا عكـس اشخاص را پـاره مـی كننـد و بيـرون مـی ريزنـد, در شـرع مقـدس اسلام ايـن كار چه حكـم دارد؟(41)

جـواب: اهدای جزوه ها مانعی ندارد و كسی حق ندارد وقفنامه را پاره كند و بيرون بريزد.



42- سوال: لطفا بفرمائيد:

1 -
كسی كه نذر كرده است چند عمل را بهم انجام بدهد. مثلا سه روز هـم وضـو بگيرد و هم با وضـو باشـد و مثلا سه جزء قرآن بخـواند و به فقير هـم اطعام كند, حال اگر يكی از اينها را انجام ندهد مثلا قرآن را نخـواند در حالی كه مـی تـوانسته بخواند چه كار بايد بكند؟ آيا بايـد نذر خـود را بهم بزنـد و كفاره بدهد؟ كفاره اش چقدر است؟

2 -
كسـی كه مـوقع نذر كـردن و خـوانـدن صيغه به تمام جـوانب مساله تـوجه نداشته, مثلا تـوجه نداشته كه وضـو هميشگی در طـول ايـن مدت امكان ندارد و مـواردی بـرايـش پيـش بيـايـد كه طبق نذر عمل نكنـد تكليف چيست؟(42)

جـواب: 1 - حنث نذر شـده و كفاره مخالفت نذر داد كه در رساله ذكـر شـده است. 2 - اگـر نذری كه كـرده امكان عمل به طبق آن نبـوده نذر صحيح نبـوده است.

43- سوال: حمـد و سـوره و آيه ای كه در نماز خـوانده مـی شـود آيا به قصـد انشـاء بـايـد خـوانـده شـود يـا به قصـد حكايت؟(43)

جـواب: بـای به قصـد حمـد و سـوره قـرآن بخـوانـد.



44- سـوال: حكـم نمازگزار نسبت به قرائت چيست؟ آيا در هنگام قرائت بايـد قصـد كنـد كه مخـاطب قـرار دادن خـداونـد در مثل ((ايـاك نعبـد و ايـــاك نستعيـن...)) يا فقط به قصـد قـرآن بخـواند؟ و خـوانـدن به قصـد دعا جايز نيست؟(44)

جـواب: بـايـد به قصـد قـرائت واجبه در نمـاز بخـواند.



45- سـوال: در نماز واجب برای توجه بيشتـر يا جبـران عدم توجه, مـی تـوان سـوره مبـاركه ((حمـد)) را دوبـاره قـرائت كـرد؟(45)

جـواب: به قصـد قـرائت قـرآن, نه به قصـدجزء, مـانع نـدارد.



46- سـوال: اگر كسی قرائت نماز را به خوبی نمی داند مثلا ((ه)) بخـواند يا به عكـس يـا ... آيـا واجب است در نمـاز جمـاعت شـركت كنـد؟(46)

جـواب: شركت در نماز جماعت واجب نيست, بايـد سعی كنـد قرائت را به نحـو صحيح ياد بگيرد.



47- سوال: اگر شخصی در نماز ظهر سهوا حمد و سـوره را بلند بخـواند يا در نماز مغرب سهوا حمد و سوره را آهسته بخـواند نمازش باطل است يا صحيح؟(47)

جـواب: در فـرض مـرقـوم نمـاز صحيح است.

_____________________________________________

پـی نوشت

1
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 271, مسـاله 454.

2
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 305.

3
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 306.

4
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 307.

5
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 308.

6
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 309.

7
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 310.

8
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 311.

9
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 312.

10
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 102.

11
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 108.

12
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 157, مسـاله 107.

13
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 158, مسـاله 113.

14
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 158, مسـاله 114.

15
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 159, مسـاله 115.

16
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 159, مسـاله 116.

17
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 160, مسـاله 119.

18
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 506.

19
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 309, مسـاله 18.

20
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 73.

21
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 47, مسـاله 79.

_ 22
استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 82.

23
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 82.

24
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 83.

25
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 84.

26
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 110.

27
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 118.

28
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 251.

29
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 62, مسـاله 145.

30
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, مسـاله 103.

31
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 337, مسـاله 104.

32
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 448, مسـاله 38.

33 -
استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 14, مسـاله 32.

34
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 159, مسـاله 117.

35
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 160, مسـاله 118.

36
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 28, مسـاله 73.

37
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 28, مسـاله 74.

38
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 29, مسـاله 76.

39
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 30, مسـاله 78.

40
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 370, مسـاله 88.

41
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 383, مسـاله 119.

42
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 418, مسـاله 57.

43
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 156, مسـاله 103.

44
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 157, مسـاله 102.

45
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 157, مسـاله 106.

46
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 161, مسـاله 123.

47
ـ استفتـائات امـام خمينـی (ره), ج 1, ص 157, مسـاله 109.

 
الگوی دختران جوان چاپ ارسال به دوست

الگوی دختران جوان

جوانی فصل شورانگیز زندگی و مظهرنشاط و سازندگی است. روح لطیف و قلب ظریف جوان، جلوه‌ی زیبای آفرینش و صحیفه‌ی مصفّای هستی است.

با سپری شدن ایام كودكی و ورود به دنیای نوجوانی و سپس جوانی، اشتیاق و تلاش جوانان برای شناخت خود و پایه‌گذاری صفات شخصیتی و هویت منسجم چندین برابر می‌شود.

جوانی دوران تكوین شخصیت است و به فرموده حضرت علی‌(ع)، ضمیر نوجوان هم‌چون سرزمینی مستعد و آماده‌ی كشت، هر بذری را كه در آن كاشته شود، می‌پذیرد و بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی انسان ازاین دوران سرچشمه می‌گیرد:

… انّما قلب الحدث كالأرض الخالیة ما ألقی فیها من شیءٍ قبلته….

…به درستی كه قلب نوجوان هم‌چون زمین ناكشته است. هرچه در آن افكنند، آن‌را می‌پذیرد….

نوجوانی و جوانی دوران الگو یابی و الگو گزینی است. در دوران شكل‌گیری شخصیت، چگونه بودن یا چگونه شدن را الگوها به نوجوانان و جوانان ارایه می‌دهند. پس توجه به این موضوع بسیار مهم و ضروری است؛ هم برای پدر و مادر و مربیان گران‌قدر و هم برای خود نوجوانان كه از احساسات بیشتر بهره می‌گیرند.

جوانانی كه ارزش‌های معنوی، دینی و اخلاق نیز برایشان مهم است، الگوهای خود را در میان شخصیت‌های مذهبی و اخلاقی می‌جویند. جوانانی كه قدرت بدنی، جمال ظاهری، ثروت و امثال این‌ها برایشان مهم است، از افرادی‌كه در این زمینه‌ها مطرح هستند، پیروی می‌كنند. بنابراین، یكی از راه‌های بسیار مهم تربیتی، توجه به این ویژگی و تلاش برای معرفی كردن الگوهای مناسب به جوانان است.  برای این منظور چه زیباست كه به چشمه جوشان فیض الهی؛ یعنی قرآن كریم مراجعه كنیم و با شناسایی الگوهای رفتاری مناسب، آن‌ها را به جوانان عزیزمان كه قلب با صفایشان سرشار از نور معنویت و فضیلت طلبی است، ارایه كنیم، هم‌چنان‌كه پیامبر گرامی اسلام‌(ص) فرموده است:

اوصیكم بالشباب خیراً فانّهم ارقّ افئدة….

به شما سفارش می‌كنم تا در مورد جوانان به نیكویی رفتار كنید؛ زیرا قلب‌هایی رقیق و نفوذ پذیر دارند….

در راستای این هدف، به شماری از آیات سوره مباركه «القصص» اشاره می‌كنیم كه در آن ماجرایی مطرح می‌شود كه میان حضرت موسی‌(ع) و دختر جوان و مؤمن مدینی رخ داده است. در این‌جا، دو الگوی زیبای اخلاقی و رفتاری برای جوانان معرفی می‌گردد.

در آیات ابتدایی سوره قصص به زمان كودكی حضرت موسی‌(ع) اشاره می‌شود آن‌جا كه آن حضرت به دوران جوانی می‌رسد:

ولما بلغ أشدّه استوی ءاتیناه حكماً و علماً وكذلك نجزی المحسنین.

هنگامی‌كه نیرومند و كامل شد (و به دوران جوانی رسید)، به او حكمت و دانش دادیم و این گونه نیكوكاران را جزا می‌دهیم.

در این زمان، اتفاقی برای حضرت پیش می‌آید، به گونه‌ای كه در جریان دفاع از یكی از افراد بنی‌اسرائیل، یكی از فرعونیان را كشد. به همین دلیل، ناچار می‌شود از مصر هجرت كند و به سرزمینی دیگر پناه برد. پس راه مدین را در پیش می‌گیرد:

ولمّا ورد ماء مدین وجد علیه أمّة من النّاس یسقون ووجد من دونهم إمرتین تذودان قال ما خطبكما قالتا لا نسقی حتّی یصدر الرّعاء وأبونا شیخ كبیر.

و هنگامی كه به چاه آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آن‌جا دید كه چهار پایان خود را سیراب می‌كنند. در كنار آن‌ها دو زن دید كه مراقب گوسفندان خویش هستند (و به چاه نزدیك نمی‌شوند. موسی) به آن‌ها گفت: كار شما چیست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمی‌دهید؟) گفتند: ما آن‌ها را آب نمی‌دهیم تا چوپان‌ها همگی خارج شوند و پدر ما مرد كهن سالی است.

حضرت موسی‌(ع) با سختی فراوان و پس از چند روز مسافرت بدون توشه و امكانات، در حالی كه پیش‌تر در نعمت و آسایش بود، به شهر مدین می‌رسد؛ شهری كه از قلمرو مصر و حكومت فرعونیان خارج است. وی پس از ورود به شهر متوجه می‌شود گروهی از مردم برای آب دادن به گوسفندان خود اطراف چاه جمع شده‌اند. در این میان، آن‌چه نظر ایشان را به خود جلب می‌كند، وجود دو خانم است كه كمی دورتر از جمعیت ایستاده‌اند و علت عقب‌تر ایستادن آن‌ها این است كه نمی‌خواهند با چوپانان برخوردی داشته باشند.

حضرت موسی‌(ع) با وجود خستگی شدید به سمت آنان می‌رود و می‌پرسد كه كارشان چیست و از آن‌جا كه مردان این قوم را این قدر بی‌انصاف می‌بیند، در دل خشمگین می‌شود. وی برای كمك به این دو خانم جلوتر می‌رود و برایشان از چاه آب می‌كشد. سپس برای استراحت به سوی سایبان می‌رود:

فسقی لهما ثمّ تولی الی الظل وقال انّی لما أنزلت الیّ من خیر فقیر.

موسی برای آنان آب كشید. سپس رو به سوی سایه آورد و عرض كرد: پروردگارا! هرخیر و نیكی برمن فرستی، من به آن نیازمندم.

این حركت حضرت موسی‌(ع) نشانه شدت غیرت و تعصب ایشان نسبت به زنان با شخصیت و عفیف جامعه است.پس از انجام این عمل نیك و دعایی كه می‌كنند، درهایی چند به رویش باز می‌گردد و فصل جدیدی از زندگی‌اش آغاز می‌شود.

فجاءته إحداهما تمشی علی استحیاء قالت إن أبی یدعوك لیجزیك أجر ما سقیت لنا فلمّا جآءه و قصّ علیه القصص قال لا تخف نجوت من القوم الظالمین.

یكی از آن‌دو به سراغ او آمد، در حالی كه با نهایت حیا گام برمی‌داشت و گفت: پدرم از تو دعوت می‌كند تا مزد سیراب كردن گوسفندان را برای ما به تو بپردازد. هنگامی كه موسی نزد او (شعیب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: نترس، از قوم ستم‌كار نجات یافتی.

پس از مدتی، یكی از آن دو دختر به سراغ موسی می‌آید و می‌گوید: پدرم تو را دعوت كرده است تا مزد كاری را كه انجام داده‌ای بدهد. بدین ترتیب، حضرت موسی‌(ع) با مردی آشنا می‌شود كه در این آشفته بازار حتی در مقابل كاری كوچك، مزد آن را می‌دهد. گفته شده است آن مرد حضرت شعیب‌(ع) بوده، ولی از آن‌جا كه در آیه و دیگر قرینه‌ها، نامی از او برده نشده است، برخی مفسران از تعیین آن مرد به عنوان حضرت شعیب خود‌داری ورزیده‌اند. به هرحال، او كسی است كه به حضرت موسی‌(ع) اطمینان می‌دهد نجات یافته است و خود را در آیه بعد، از صالحان معرفی می‌كند.

نكته‌ای كه باید به آن توجه شود، ویژگی‌های آن دو دختر است كه پدرشان تربیت كرده است.

اول ـ این دو دخترعقب‌تر از گروه مردان ایستاده‌اند ومنتظر هستند مكان خلوت‌تر شود تا به سمت چاه بروند: «…ووجد من دونهم امرأتین تذودان…».

دوّم ـ در پاسخ به حضرت موسی‌(ع)، مختصر و مفید جواب داده و بدون تفصیل دادن كلام، می‌گویند: «گوسفندان را سیراب نمی‌كنیم تا چوپانان بروند و پدر ما پیرمرد است».

این جمله می‌رساند كه آن‌ها برادر یا محرمی ندارند كه به آنان كمك كند. البته پدری دارند كه پیر و ناتوان است و به سبب ضرورت مجبور هستند خودشان این كار را بكنند.

سوم ـ خداوند متعال در توصیف یكی از آن دو دختر كه به سمت موسی آمد، می‌فرماید: «تمشی علی استحیاء»؛ یعنی حركت و راه رفتن او در كمال حیا و عفت بود. بنابراین، می‌توان گفت یكی از صفت‌های برگزیده و برجسته كه خداوند متعال به دختران جوان عطا می‌كند، رعایت حیا و عفت هنگام حضور یافتن در اجتماع است.

در برخی تفسیرها گفته شده است كه در مسیر حركت به سوی خانه شعیب، موسی جلوتر حركت می‌كند و از این كه پشت سر یك دختر جوان قرار گیرد و نگاهش به او بیافتد، پرهیز دارد.  به همین علت، آن دختر به پدرش می‌گوید كه موسی «قوی و امین» است؛ قوی بودن را هنگام آب بخشیدن از چاه فهمیده بود و امین بودن را در مسیر بازگشت به خانه:

قالت احداهما یا أبت استأجره انّ خیر من استأجرت القوی الأمین.

یكی از آن دو دختر گفت: پدرم! او را استخدام كن؛ بهترین كسی را كه می‌توانی استخدام بكنی، كسی است كه قوی و امین باشد.

افزون براین صفت‌های برگزیده، این دختر با پدر خود رابطه‌ای خوب، صمیمی و دوستانه دارد و خیلی راحت و دوستانه به پدرش می‌گوید كه موسی را استخدام كند. این خواهش هم‌چنین این نكته را می‌رساند كه اگر شرایط و فرصت مناسب برای آن دختران فراهم گردد تا دیگر برای كار سخت از خانه بیرون نروند، بهتر است، كه استخدام موسی می‌تواند این موقعیت را به آنان بدهد.

به هرحال، موسی‌(ع) و دختران مؤمن مدینی به عنوان دو الگوی جوان برای پسران و دختران مؤمن، در قرآن آورده شده است. در ادامه‌ی این ماجرا می‌آید كه حضرت موسی‌(ع) با یكی از این دختران مؤمن ازدواج می‌كند. پس پاداش حیا، عفت، جوان‌مردی و غیرت ناموسی، دست یافتن به ازدواجی مبارك، زیبا و مناسب است.

پس ای جوانان عزیز و پرشور! با توكل برخداوند متعال و تكیه برعنصر ایمان و تقوا، سعادت و خوشبختی را از خداوند متعال بخواهید.

منبع : مجله بشارت  / نشريه قرآني ويژه جوانان

 

 
خلوتی با قرآن چاپ ارسال به دوست

خلوتی با قرآن

 

 

«و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنین»1

تمامی آیات قرآن از نظر فصاحت و شیوایی به منحصر به فرد است و در این مطلب تردیدی نیست.

اما برخی از آیات قرآن به تناسب حال و مقتضای شرایط،از زیبایی خاصّی برخوردار است و چنان بر دل می‌نشیند كه گویی فرشتهٔ وحی هم اینك بر تو نازل شده و آیه را بر تو می خواند، و آیهٔ فوق از اینگونه است.این آیه در پاسخ به تمامی مشكلات جوانان، مرهمی شفابخش است كه می‌فرماید:«نه سستی كنید و نه اندوهناك باشید كه شما از همه برتر و بالاترید اگر مؤمن باشید».

مجموعاً سه شرط مهم برای موفقیت و پیشرفت در زندگی از این آیه قابل استخراج است:

1. تلاش بی‌وقفه «لاتهنوا»، در دنیای پرغوغا و پر نقش امروز كه گاه صداقت ملال آور می شود  و ایمان كمیاب و بازار هر دو كساد، باید به خاطر داشت كه از این قید و بندهای كنونی همیشه فراوان بوده و هست و پیوسته «اگر» های مختلف مزاحم و سدّ راه پیشرفت انسان است. اما در هر شرایط ما موظّفیم تلاش خود را انجام دهیم كه مسلماً از این تلاش ضرر نخواهیم دید.

2. شادی و نشاط (و لا تحزنوا) ـ اگر چه تحقق این امور، شرایط و مقدماتی را می‌طلبد كه برخی فردی و برخی اجتماعی است و اسباب و علل تلاش و نشاط گاه به دست محتكران  در زیر زمین‌ها محبوس می شوند:اما به هر شكل روان شناسان نیز امروزه بر اهمیت نشاط و حتی خنده در سلامت روح تأكید بسیار دارند،به قول یكی از نویسندگان:«اگر قرار بر مردن هم باشد، فكر می‌كنم با خنده و نشاط مردن با صرفه‌تر است».

3. ایمان (ان كنتم مؤمنین) ـ و ایمان یعنی خلوت در پناهگاه امن خدا،فارغ از تمامی آلودگی‌ها و به دور از هر گونه خودنمایی،ساعتی با او سخن گویی و او را باور داشته باشی، كه مورد تأكید قرآن كریم است و در رهگذر آیه فوق معنای سازنده می‌یابد.قرآن در این زمینه می‌فرماید:

«و من یتوكّل علی اللّه فهو حسبه انّ اللّه بالغ امره قد جعل اللّه لكل شیء قدرا؛هر كس به خدا توكل كند همان برای او كافیست چرا كه خداوند كار خود را به انجام خواهد رساند و او برای هر چیز قدر و منزلتی قرار داده است».2

اما آیا توكل،كار خود را به خدا سپردن است یا كار خدا را به خدا سپردن؟بی‌شك ما موظفیم كه كار خود را به انجام برسانیم و تلاش لازم را انجام دهیم و خدا نیز كار خود را به انجام خواهد رساند(ان الله بالغ امره) و خداوند برای هر چیزی جایگاه و منزلت خاصّی قرار داده است.«قد جعل الله لكل شیء قدراً»

لذا توكل با شرایط مذكور (ایمان، تلاش و نشاط) قابل جمع است و اصولاً با وجود آن شرایط،تحقق می‌پذیرد.

ـــــــــــــــــــــــــ

1. سورهٔ آل عمران، آیهٔ 139.

2. قسمتی از آیه 3، سورهٔ طلاق.

 

 
زیبایی وآراستگی ظاهری از دید گاه قرآن چاپ ارسال به دوست

 

زیبایی وآراستگی ظاهری از دید گاه قرآن

 

مطالعهٔ تاریخ باستان به ما ثابت می‌كند كه در دوران ما قبل تاریخ افراد به بهتر نشان دادن ظاهر خود علاقه‌مند بودند.با مطالعه در نحوهٔ مجسمه سازی، نقاشی‌های قدیمی این واقعیت بیشتر ملموس است.ظاهر آراسته بیانگر و منعكس كنندهٔ اعتبار و شخصیت است.وقتی با ظاهری مرتب و تمیز در مقابل دیگران ظاهر شویم برایمان ارزش بیشتری قائل شده و با اعتماد و اطمینان كار ما را می‌پذیرند.

آراستگی،اهمیت به نظافت از اصول مشترك زندگی است كه نه تنها اسلام در بیانات متعدد بر آن تأكید دارد، بلكه به عنوان یك سنّت اصیل در سیرهٔ ائمه معصومین (ع) متداول بوده است.بعضی خیال می‌كنند، همین مقدار كه انسان ایمان محكم و باطنی پاك داشته باشد، كافی است و ظاهر و پوشش و رفتار هر گونه باشد، عیب ندارد،به پندار خود زمزمه می‌كنند كه:

مرد سیرت را به صورت كار نیست

جامه گر صد وصله باشد عار نیست

صـورت زیـبـا نـمی‌آیـد بـه كـار

حـرفـی از مـعـنـی اگـر داری بـیـار

چنین تصوّری، از نظر اسلام باطل است، بلكه بر عكس، بخشی از برنامه‌ها و دستورهای اسلام مربوط به نظافت، زیبایی و آراستگی ظاهر است.

«یا بنی آدم خذوا زینتكم عند كلّ مسجد… قل من حرّم زینة اللّه الّتی أخرج لعباده و الطّیبات من الرّزق؛ ای فرزند آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید…بگو چه كسی زینت‌های الهی را كه برای بندگان خود آفریده و روزی‌های پاكیزه را حرام كرده است؟».(سورهٔ اعراف، آیات 31 و32)

این دو آیه، بیانگر آن است كه مسلمانان باید از پوشیدن لباس‌های پاك و مرتب و تمیز و شانه زدن‌ موها و به كار بردن عطر و مانند آن، بهره‌مند شوند و این نعمت‌ها را هرگز بر خود حرام نكنند،بلكه از آن به نحو احسن بهره‌برداری كنند.آری، همان گونه كه روانشناسان گفته‌اند:انسان دارای چهار حس روحی است كه عبارتند از: زیبایی، نیكی،  دانایی و  مذهبی، باید همهٔ این حس‌ها به صورت صحیح اشباع شود، بنابراین از نظر علمی اگر به حس زیبایی توجه نگردد، قطعاً آثار نامطلوبی به دنبال خواهد داشت!

بر اساس روایات متعدّد و با تكیه بر آیات پیشوایان دین به ظاهرخویش نیز بسیار اهمیت می‌دادند، به عنوان نمونه؛ شخصی از امام حسن مجتبی (ع) پرسید:«چرا به هنگام نماز لباس‌های خوب و زیبا می‌پوشی و از بهترین لباس‌هایت استفاده می‌كنی؟!

در پاسخ فرمودند:

همانا خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد.به همین جهت من لباس زیبا را برای راز و نیاز با پروردگارم می‌پوشم و او دستور داده است كه زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرند».2

و نیز روایت شده:عبّاد بن كثیر بصری امام صادق(ع) را دید كه لباس گرانبها و زیبا پوشیده، از روی اعتراض گفت:«پدرت دارای زهد و تقوا بود و لباس خشن می‌پوشید، تو از خاندان رسالت هستی اگر غیر از این لباس می‌پوشیدی، برای تو مناسب‌تر بود».امام صادق (ع) به او فرمود:وای بر تو!«من حرّم زینة اللّه الّتی أخرج لعباده…؛ چه كسی زینت‌های الهی را كه برای بندگانش آفریده، حرام كرده است؟3

«یا اأیّها الذین آمنوا لاتحرّموا طیّبات ما أحل اللّه لكم و لاتعتدوا إنّ الله لایحبّ المعتدین؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! چیزهای پاكیزه‌ای را كه خداوند برای شما حلال كرده بر خود حرام نكنید و از حد تجاوز ننمایید، زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‌دارد».(سورهٔ مائده، آیهٔ 87)

در شأن نزول این آیه روایت شده، عثمان بن مظعون كه از اصحاب مؤمن پیامبر بود با چند نفر دیگر تحت تأثیر بیانات پیامبر (ص) در مورد قیامت قرار گرفتند و تصمیم گرفتند خود را از پاره‌ای از لذت‌های دنیا، از جمله معاشرت با همسران محروم سازند و به روزه و عبادت بپردازند.در همین ایام همسر عثمان بن مظعون به خانهٔ پیامبر در آمد، در حالی كه ظاهری ناآراسته و ژولیده داشت، همسر پیامبر (ص) (عایشه) از او پرسید: چرا به خود نمی‌رسی و زینت نمی‌كنی؟ او ماجرای همسرش را بیان كرد.پیامبر از موضوع آگاه شد و همهٔ مسلمانان را به مسجد دعوت كرد و گفت: «آگاه باشید من هرگز شما را دستور نمی‌دهم كه هم چون كشیشان مسیحی و رهبان‌ها دنیا را ترك كنید این گونه مسائل در آیین من نیست…»

در آیه 157سورهٔ اعراف ضمن شمارش اهداف پیامبر می‌فرماید:«و یحّل لهم الطّیبات و یحرّم علیهم الخبائث؛ و پاكیزه‌ها را برای مردم حلال می‌شمرد و ناپاكی‌ها را برای آنها حرام ».4

«و ثیابك فطهّر؛و لباست را پاك كن».(سورهٔ مدثر، آیهٔ 4)

امام صادق(ع) در ذیل این آیه فرمود:یعنی لباست را كوتاه كن.5 همچنین فرمودند:«لباست را بلند نكن و نگذار در زمین كشیده شود».6 در عصر جاهلیت معمول بود كه لباس‌های خود را بسیار بلند می‌دوختند، به طوری كه روی زمین می‌كشید و آلوده می‌گردید، آیه فوق در حقیقت خطاب به مردم است كه پاكیزگی لباس ظاهر از مهم‌ترین نشانه‌های شخصیت و تربیت فرهنگ انسان است.7 بدیهی است كه آیه مختص دوران جاهلیت نیست. افراط و تفریطی كه امروزه در نوع پوشش مرسوم شده، ناشی از بی‌توجهی به اصول اسلامی است.عدم توجّه به پوشش و آراستگی صحیح به معضل بد حجابی منجر شده است.

«و أمّا بنعمة ربّك فحدّث؛ و نعمت‌های پروردگارت را بازگو و آشكار كن».(سورهٔ ضحی، آیهٔ 11)

یكی از مصادیق آشكار نمودن نعمت (كه بخشی از شكر نعمت است) این است كه انسان لباس مناسب و پاكیزه بپوشد و ظاهر آراسته داشته باشد.بر همین اساس روایت شده، یكی از مسلمانان با لباس نامرتب و ژولیده به محضر پیامبر آمد، پیامبر(ص) به او فرمود:«آیا ثروت داری؟» او گفت:«آری، خداوند همه گونه ثروت به من داده است. پیامبر(ص) فرمود:«هر گاه دارای ثروت هستی، باید اثر آن در تو دیده شود».8

امام صادق(ع) به عبید بن زیاد فرمود:

«اظهار النعمة احبّ الی اللّه من صیانتها فایّاك ان تتزیّن الاّ فی احسن زیّ قومك؛ آشكار كردن نعمت در پیشگاه خدا محبوب‌تر از نگهداری آن است، پس با بهترین و زیباترین شكل، ظاهرت را آراسته كن».9

امام و پیشوایان دینی نیز به پاكیزگی و بهداشت اهمیت فراوان داده‌اند.امام باقر(ع) فرمود:ناخن گرفتن به خاطر آن است كه زیر آنها محل خوابگاه شیطان است.10امروزه پزشكان می‌گویند:انواع میكروب‌ها زیر ناخن‌ها پرورش می‌یابد كه اسلام به این امر بهداشتی اهتمام داشته است.همچنین امام كاظم (ع) استفاده از عطر را از شیوه‌های رسولان خدا دانسته‌اند.11

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی، ج 6، ص 147.

2.وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 3، احكام الملابس.

3.فروع كافی، ج 6، ص 443 و 444.

4.تفسیر نمونه، ج 27، ص 387.

5.فروع كافی، ج 10، ص 385.

6.همان، ج 6، ص 456.

7.نمونه، ج 25، ص 212.

8.سنن نسائی، ج 8، ص 196.

9.فروع كافی، ج 6، ص 440.

10.مكارم الاخلاق، ص 72.

11.فروع كافی، ج 6، ص 511.

منبع : مجله بشارت  / نشريه قرآني ويژه جوانان

 
مثل هاى زيباى قرآن (8) چاپ ارسال به دوست

 

آيه الله جعفر سبحانى

 

خداوند در اين تمثيل, حال منافقان را به حال كسانى تشبيه مى كند كه در بيابانى تاريك و ظلمانى و در باران و رعد و برق گرفتا شده باشند و هيچ راه و پناهى نيابند.

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 61 - 70 از 114
پایگاه های قرآنی




گالري تصاوير
get( 'moduleclass' ); $border_width = $params->get( 'border_width' ); $border_style = $params->get( 'border_style' ); $border_color = $params->get( 'border_color' ); $bg_color = $params->get( 'bg_color' ); $padding = $params->get( 'padding' ); $count = $params->get( 'count' ); $catid = $params->get( 'catid' ); $showimgtitle = $params->get( 'showimgtitle' ); $opacity = $params->get( 'opacity' ); $query = "select id" ."\n from #__menu" ."\n where link = 'index.php?option=com_datsogallery'"; $database->setQuery($query); $rows = $database->loadObjectList(); if (isset($rows[0]->id)) { $Itemid = $rows[0]->id; } else { $Itemid = ""; } require($mainframe->getCfg( 'absolute_path' )."/administrator/components/com_datsogallery/config.datsogallery.php"); $thumbnailpath = $mosConfig_live_site.$ad_paththumbs."/"; $query = "select *, c.access from #__datsogallery as p" ."\n left join #__datsogallery_catg as c on c.cid=p.catid" . ( $catid ? " and ( catid in ( $catid ) )" : '' ) ."\n where p.published = '1' and p.approved=1 and c.access <= $my->gid" ."\n order by rand() limit $count"; $database->setQuery($query); $rows = $database->loadObjectList(); foreach($rows as $row){ $img = "$thumbnailpath$row->imgthumbname"; if ($opacity == 1) { echo '
'; } else { echo '
'; } echo 'id").'">'; echo ''; if ($showimgtitle == 1) { echo '
'.$row->imgtitle.'

'; } else { echo '

'; } } ?>

 

محبوبترین ها
جدیدترین مطالب