arrowصفحه اصلی arrow دانستنی های قرآنی
جستجوی پایگاه
فهرست

Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

اتصال به خبرخوان

 

صاحب امتیاز:

مدیریت دارالقرآن و امورنماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

 

جمهوری اسلامی ایران

 


شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

نظمآهنگ درونى قرآن چاپ ارسال به دوست

«موسيقى بيرونى‏»دست آورد صنايعى مانند قافيه،سجع و تجزيه يا تقسيم‏سخن منظوم به مصراع‏هاى مساوى و اوزان و بحور قرار دادى است كه همگى‏قالب‏هاى مجرد لفظى و پيوسته به شمار مى‏آيند.اما«نظماهنگ درونى‏»دست آوردجلالت تعبير و ابهت‏بيان پديد آمده از مغز كلام و كنه آن است.فاصله نوع نخست‏با نوع دوم نيز بسيار است،زيرا در نوع دوم،زيبايى لفظ و شكوه‏مندى معنا، پيوندى‏ناگسستنى دارند و مؤانست ميان اين دو نوايى احساس انگيز پديد مى‏آورد و نسيمى‏روح نواز را به وزيدن وا مى‏دارد و درون آدمى را به خلجان مى‏نشاند.

ادامه مطلب...
 
نظريه متعالى بودن زبان قرآن چاپ ارسال به دوست

 

 فهم كتاب الهى مى‏طلبد كه زبان آن را بشناسيم . در باره زبان قرآن اختلاف نظر وجود دارد: زبان قرآن را برخى علمى و ادبى و برخى رمزى و برخى ديگر عرفى دانسته‏اند; اما هيچ يك از آنها درست‏به نظر نمى‏رسد; زيرا قرآن براى همه انسانها و همه زبانها آمده‏است; حال آنكه زبان علم و ادب و رمز به گروه خاصى تعلق دارد . زبان عرف نيز از مسامحه و مبالغه خالى نيست . به علاوه در قرآن واژه‏هايى در معناهايى وراى فهم عرف به‏كار رفته است . بنابراين زبان قرآن، زبانى فراتر از همه اين زبان هاست . قرآن از همه اين زبان‏ها بهره گرفته‏است . ظاهر قرآن عرفى است; ولى موضوعاتى به اين قرار آن را از عرف متمايز مى‏سازد: 1 . ظاهر وباطن 2 . تاويل و تنزيل 3 . محكم و متشابه 4 . جرى و انطباق 5 . نظام مندى 6 . خبر از مغيبات 7 . به‏كارگيرى بعضى از واژه‏ها در معناى خاص .

 

ادامه مطلب...
 
نظريه فطرت در قرآن چاپ ارسال به دوست

 

 

 

يكى از مباحثى كه در قرآن و سنت‏با اهميت ويژه‏اى مطرح گرديده بحث فطرت است. فطرتمندى انسان، فطرى بودن دين، فطرت پسندى، حسن عدل و قبح ظلم، معلوم بودن فجور و تقوا به الهام فطرى، اعتراف رسمى انسان به ربوبيت الهى در عالم ذر و عهد و پيمان خداوند با او در عدم تبعيت از شيطان، از جمله مسائلى است كه آيات قرآن و روايات ائمه معصومين‏عليهم‏السلام بر آن دلالت صريح دارند.

ادامه مطلب...
 
نبرد حق و باطل در قرآن(3) چاپ ارسال به دوست

نويسنده: شهيد مرتضي مطهري

آيات سوره نساء

يك رديف آيات ديگر آياتي است كه نمونه اش آيه 76 سوره نساء است. از آيه 71 مي خوانيم: يا ايها الذين امنوا خذوا حذركم فانفرو اثبات أو انفروا جميعاً اي اهل ايمان! احتياط خودتان را بگيريد، يعني درمقابل دشمن احتياط خودتان را رعايت كنيد. يا گروه گروه كوچ كنيد يا همه با يكديگر، ولي به هر حال درهرشرايطي احتياط خودتان را از دست ندهيد. و ان منكم لمن ليبطئن فان اصابتكم مصيبه قال قد انعم الله علي اذلم أكن معهم شهيداً. بعضي از اين مردم منافق يا ضعيف الايمان هستند كه كندي مي كنند، اين پا و آن پا مي كنند، مي خواهند خودشان را كنار بكشند، و وقتي كه كنار كشيدند اگر مصيبتي بر شما وارد شود مي گويند عجب شانس من گرفت! خدا خوب به من رحم كرد كه من با اينها حاضر نبودم والا من هم آسيب مي ديدم. يعني يك مردمي كه تابع اين هستند كه جريان چه پيش بيايد،اگر اين جور شد مي گويند چقدر خوب شد. قبلاً يك فكري ندارد. فرق مؤمن و غير مؤمن اين است كه مؤمن از آن اولي كه در راهش قدم برمي دارد فكرش تا آخر فرق نمي كند، شكست هم بخورد باز فكرش همان فكر اول است، پيروز هم بشود فكرش فكر اول است، چون از ابتدا ] معتقد بوده[ هل تربصون بنا الا احدي الحسنيين (سوره توبه، آيه 52) ما موفق هستيم، كشته بشويم موفقيم. كشته هم نشويم موفقيم. ولي اينها دريك حالت دودلي زندگي مي كنند كه اگر آنها ناراحتي ببينند مي گويند شانس ما گرفت، خدا به ما رحم كرد كه ما آنجا نبوديم. برعكس اگر آنها پيروز شوند مي گويند عجب كار بدي شد، خوب بود ما هم رفته بوديم.

ادامه مطلب...
 
نبرد حق و باطل درقرآن(2) چاپ ارسال به دوست

نويسنده:مرتضي مطهري

 

تعبير علامه طباطبايي

آقاي طباطبايي تعبير خيلي خوبي دارند، مي گويند در قرآن آنجا كه صحبت حق و باطل مي شود حق را «از خدا» مي داند ولي باطل را «به اذن خدا» مي داند. نمي گويد باطل از خداست، مي گويد به اذن خداست. «به اذن خداست» يعني چه؟ اذن يعني رفع مانع كردن، اجازه دادن يعني مانع را برداشتن. معني «باطل به اذن خداست» اين است كه خداوند مانع براي پيدايش باطل ايجاد نمي كند. باطل از او نيست، البته «از او نيست» به اين دليل كه باطل از آن جهت كه باطل است هستي نيست كه از او باشد. شر به اذن خداست ولي از خدا نيست. در عين حال ثنويت هم نيست، نه اينكه از كانون ديگري است.

ادامه مطلب...
 
نبرد حق و باطل درقرآن(1) چاپ ارسال به دوست

منبع: مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت

 


درجهان بيني توحيدي اصالت قائل شدن براي شر، ظلمت، باطل، عبث و اين گونه امور امكان پذير نيست يعني اينها با جهان بيني توحيدي سازگار نيست. جهان بيني توحيدي اساس خلقت را برخير و حسن و نيكي مي داند كه درآيه هايي از قبيل الذي احسن كل شي خلقه 1 يا: ربنا الذي اعطي كل شيء خلقه 2 روشن است، و بعلاوه منطقاً هم چنين است. اين مسئله يكي از مهمترين و عميق ترين مسائل الهيات است و از يك نظر مشكله خيلي بزرگي است كه بسياري درهمين جا لغزيده و به ماديگري گرايش پيدا كرده اند يعني گفته اند كه اگر عالم چنان مبدئي داشته باشد كه الهيون مي گويند (مبدأ مستجمع جميع صفات كماليه) بايد خلقت، خير محض و حق محض و نور محض باشد و حال آنكه ما درخلقت اين جور نمي بينيم. ما خلقت را لااقل مخلوطي از ايندو مي بينيم 3 و جهان موجود جهان مطلوب نيست (تعبيري كه بعضي به كار مي برند). اگر جهان مطلوب مي بود بايد به گونه ديگري مي بود. ما اينها را درعدل الهي تا حد زيادي مطرح كرده ايم.

ادامه مطلب...
 
موانع سعادت در قرآن، بدعت در دين چاپ ارسال به دوست

نويسنده: مريم عليزاده

منبع: روزنامه كيهان 3/3/1383

 يكي از پرسش هاي بنيادين بشر از آغاز، هدف از آفرينش است؟ دغدغه اي كه همواره او را به خود مشغول داشته و دارد، انسان با يافتن پاسخ آن، نه تنها هدف را مي يابد بلكه به نقش، جايگاه و وظايف خود نيز آگاه مي گردد و از بي معنايي رهايي مي يابد.

ادامه مطلب...
 
جوانان قرآنی چاپ ارسال به دوست

 

جوانان قرآنی

«اِذ اَوَی الفِتیَة اِلَی الكَهفِ فَقالُوا رَبَّنا اِتنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً وَ هیِّئ لَنا مِن أَمرِنا رَشَداً؛ [وبیاد بیاور ای پیامبر] آن زمان كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا، به ما از نزد خویش بخشایشی ارزانی دار و برای ما در كارمان رهیابی [به صلاح و كمال] را فراهم ساز».

(سوره كهف، آیه10)

جوان كیست؟

همانطور كه می‌دانید در قرآن كریم دوبار(و هر دو بار در سورهٔ كهف) كلمه فتیه (جوانان) بكار رفته است، در روایتی این چنین آمده است:  امام صادق (ع) «از مردی پرسیدند: «فتی» به نظر شما كیست؟ آن شخص جواب داد: جوان. امام صادق(ع) فرمودند: خیر، مراد از «فتی» مؤمن است. مگر نمی‌دانی اصحاب كهف مردان كاملی بودند، پس خداوند آنان را جوان نامید به خاطر ایمانشان».٭ بنابراین از دید قرآن «جوان» به قدرت بازو و سن و سال نیست؛ بلكه به قدرت ایمان می‌باشد و در احادیث دیگری آمده است: «همه آنها جوان نبودند و لیكن قرآن آنها را جوان نامید (برای اینكه جوان با قدرت ایمان است كه توانایی تغییر و انقلاب را دارد و می‌تواند راه و روش خود را عوض كند) قرآن تعبیر به «فتیه» كرد تا برساند كه آنان جوانان عادی بودند نه پیغمبر، رسول و ولی خاص».

پیامها:

1 ـ توانایی جوان، برجانفشانی در راه حق، ترجیح دادن حقیقت از غیر حقیقت، شناخت عقیده درست از نادرست، ترك لذتها و زیبایی‌های دنیوی از سایرین افزون است.

2 ـ همواره در فتنه‌ها باید به جایی مطمئن و دور از خطر پناه برد.

3 ـ در سخت‌تـرین مـوقعیت‌هـا اولیـن گفتـار نیـایش با پـروردگار جهانیان می‌باشد: (فَقالُوا رَبَّنا).

4 ـ با نجات و امنیت یافتن نباید خدا را از یاد برد، بلكه باید از پیشگاه او درخواست رحمت و گشایش كرد. (اِتنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً).

5 ـ جوان مؤمن، با وجود فراهم بودن اسباب و وسایل ظاهری دل به آنها نمی‌بندد و تنها برحمت خداوند امیدوار و به قدرت او اتكا دارد. (از مقدم شدن «مِن لَدُنكَ» بر «رَحمَةً» این نكته را می فهمیم).

6 ـ جوان، آنگاه خداوند را با فطرت سلیم خویش درمی‌یابد كه همه معبودهای دروغین را نفی كند و خود را با تمام وجود از آنها دور سازد (آنان همه چیز را رها كردند و سپس گفتند «رَبَّنا»).

7 ـ جوان باید همواره حقیقت‌جو باشد. (وَ هیِّئ لَنا مِن أَمرِنا رَشَداً).

8 ـ جوان نسبت به شناخت جریانهای اجتماعی نباید بی‌تفاوت باشد، بلكه باید به طور دقیق حق را از باطل جدا كرده و آنرا بشناسد. (آنان از قوم و جامعه باطل به غار پناه بردند).

9 ـ جوان هیچگاه هضم در فضای نا‌سالم نمی‌شود، بلكه خود را از جو جامعه فاسد با هجرت نجات می‌دهد.

10ـ اهل حق و حقیقت با یكدیگر سازگارند و می‌توانند جمعی عمل كنند و از تك روی پرهیز دارند. (آنان با هم هجرت كردند و برای گشایش یك صدا گفتند: «قالُوا رَبَّنا»).

 

منبع : مجله بشارت  / نشريه قرآني ويژه جوانان

 
کیفیت وحی قرآن و اعتقاد عمومی مسلمانان درباره آن چاپ ارسال به دوست

کیفیت وحی قرآن و اعتقاد عمومی مسلمانان درباره آن

 

قرآن مجید بیشتر از هر کتاب مقدس دیگر مانند توراة و انجیل از مسئله وحی آسمانی و فرستنده وحی و آورنده وحی یاد کرده و حتی از کیفیت وحی سخن گفته است.

عقیده عمومی مسلمین-که البته ریشه آن همان ظواهر لفظی قرآن است-درباره وحی قرآن اینست که قرآن مجید بلفظ خود سخن خدا است که بوسیله یکی از مقربین ملائکه که موجوداتی آسمانی هستند به پیغمبر اکرم فرستاده شده است.

نام این ملک-فرشته-جبریل و روح امین است،سخن خدا را تدریجا در مدت بیست و سه سال به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله رسانیده و بموجب آن بآنحضرت ماموریت داده شده که لفظ آیات آنرا بمردم بخواند و مضامین آنها را بفهماند و بسوی معارف اعتقادی و مقررات اجتماعی و قوانین مدنی و وظائف فردی که قرآن بیان میکند دعوت کند.

نام این ماموریت‏خدائی رسالت و پیغمبری است،پیغمبر اکرم (ص( بی‏اینکه کمترین دخل و تصرفی در موارد دعوت کند و از پیش خودچیزی بر آنها بیفزاید یا بکاهد یا پس و پیش کند رسالت‏خود را انجام داده است.

کیفیت وحی قرآن مجید

بطور اجمال آنچه قرآن مجید در کیفیت وحی خود توضیح میدهد اینست که وحی این کتاب آسمانی بطور تکلیم بوده و خدای متعال با پیغمبر گرامی خود سخن گفته و آنحضرت با تمام وجود خود (نه تنها با گوش) سخن خدا را تلقی نموده است.

خدای متعال میفرماید: «و ما کان لبشران یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا و انک لتهدی الی صراط مستقیم‏» (1( ترجمه:بهیچ بشری نمیرسد که خدا با او سخن گوید مگر اینکه وحی کند-سخن پنهانی و با اشاره که دیگران نفهمند-یا از پشت پرده‏ای حرف زند یا رسول و فرستاده‏ای بفرستد و او باذن خدا آنچه را خدا میخواهد وحی نماید زیرا خدا بلند مرتبه و محکم کار است و بهمین نحو روحی را از امر خودمان-قرآن را-بتو وحی کردیم از پیش خود نمی‏توانستی درک کنی که کتاب چیست و نه ایمان چیست ولی ما آنرا نوری قرار دادیم که با آن کسانی را که میخواهیم رهبری مینمائیم و تحقیقا تو راه راستی را نشان میدهی) .

بقرینه تردیدی که در آیه اولی هست و وحی که در قسم اول بجائی نسبت داده نشده و در قسم سوم برسول نسبت داده شده در آیه برای تکلیم خدا سه قسم مختلف ذکر شده:

1- گفتار خدائی که هیچ واسطه‏ای میان خدا و بشر نباشد.

2- گفتار خدائی که از پشت‏حجاب شنیده شود مانند شجره طور که موسی (ع) سخن خدا را میشنید ولی از ناحیه آن. -گفتار خدائی که ملکی آنرا حمل نموده ببشر برساند و در این صورت سخن فرشته وحی شنیده میشود که سخن خدا را حکایت مینماید.

و آیه دوم میرساند که قرآن مجید از همین راه به پیغمبر اکرم (ص)رسیده و از اینجا روشن میشود که وحی قرآن از راه تکلیم و گفتگو بوده است.

و باز میفرماید: «نزل به الروح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین بلسان عربی مبین‏» (2( ترجمه:قرآن را روح امین-جبریل-بقلب تو یعنی بنفس تو با زبان عربی آشکار نازل کرد تا از کسانی باشی که مردم را از خدا میترسانند( و میفرماید: «قل من کان عدوا لجبریل فانه نزله علی قلبک‏» (3( (ترجمه آیه گذشت) (4(.

ازین آیه‏ها استفاده میشود که قرآن یا بخشی از قرآن بوسیله فرشته وحی که جبریل و روح امین است فرستاده شده (قسم سوم تکلیم) .

و اینکه پیغمبر اکرم (ص( قرآن را از فرشته وحی با نفس خود یعنی باتمام وجود خود تلقی میکرد نه از راه گوش و میفرماید: «فاوحی الی عبده ما اوحی ما کذب الفؤاد ما رای افتمارونه علی ما یری‏» (5( ترجمه:پس وحی نمود ببنده خود آنچه را که وحی نمود دروغ نگفت و اشتباه نکرد قلب-نفس-پیغمبر اکرم (ص( در آنچه مشاهده کرد آیا با او در چیزی که-عیانا مشاهده میکند بمجادله میپردازید؟( و در جای دیگر تلقی وحی را با خواندن الواح تعبیر فرموده است:

«رسول من الله یتلوا صحفا مطهرة‏» (6( ترجمه:فرستاده‏ای از جانب خدا که صحیفه‏های پاکی را تلاوت میکند) .

پی‏نوشتها:

1- سوره شوری آیه 52

2- سوره شعراء آیه 194.

3- سوره بقره آیه 97

4- بدلیل اینکه در هر دو آیه تنزیل قرآن را بقلب پیغمبر اکرم(ص(نسبت میدهد(میفرماید«علی قلبک‏»و نمیفرماید«علیک‏»و قلب در عرف قرآن نفس است‏بدلیل اینکه در چندین جا درک و شعور و همچنین معصیت را که از آن نفس است‏بقلب نسبت میدهد.

5- سوره نجم آیه 12

6- سوره بینه آیه 2.

قرآن در اسلام، سید محمد حسین طباطبائی

 

منبع: حوزه

 

 

 
خانواده از دیدگاه قرآن و اهل بیت(ع) چاپ ارسال به دوست

خانواده از دیدگاه قرآن و اهل بیت(ع)

دیباچه

خانواده اجتماع كوچكی است كه ابتداء با یك مرد و زن تشكیل می‏شود، دو نفری كه بناست در تكامل معنوی و رشد مادی یكدیگر مشاركت كنند و بالاتر آن كه هریك كمبود دیگری را در اوج محبّت و مودّت جبران نمایند و چنانچه چیزی آنان را تهدید كرد و آرمانهای فكری و اعتقادیشان را به خطر انداخت، هر دو به دفاع برخیزند و جهت حیات و زندگی همیشگی خویش با آن مبارزه كنند و برای بقای خویش برنامه ریزی نمایند و نسل خود را دوام بخشند. قرآن كریم این اصل اساسی را با واژگانی زیبا چنین بیان می‏كند:

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِكَ لاَیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَكَّرُونَ» (1) ؛ از نشانه‏های خداست آن كه آفرید برای شما همسرانی از جنس خودتان تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد. هر آینه در این كار برای مردمی كه بیندیشند نشانه‏ها و عبرتهاست.

امام محمد باقر علیه‏السلام از قول جدّش رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نقل كرده كه فرمود: «ما بُنِیَ بَناءٌ فِی الاِسلامِ اَحَبُّ اِلی اللّهِ ـ عزّ وَ جَلّ ـ من التزویج (2)؛ هیچ بنائی در مكتب اسلام طرح ریزی نشده كه در نزد خداوند بزرگ محبوب‏تر از ازدواج باشد.»

 

اصول اساسی در تشكيل خانواده

سه اصل اساسی در تشكیل خانواده عبارتند از:

الف) عشق به همسرداری

علاقه و عشق به همسرداری از جمله اموری است كه در فطرت انسانی نهفته است. این نیاز در موجودات زنده دیگر مشاهده می‏گردد و در دوران كودكی به صورتی رقیق و كم رنگ جلوه می‏كند؛ از تنهایی رنج می‏برد و خود را در قالب عواطف به همنوع خود نزدیك می‏نماید.

خداوند سبحان قبل از تشكیل خانواده، در میان زن و مرد مودّت و محبّتی ایجاد نموده كه هرگز بدون آن آرامش نمی‏یابند و آنگاه كه مرد و زنی برای امر مقدّس ازدواج به یكدیگر نزدیك می‏شوند و مقداری سخن می‏گویند، گویا گمشده‏ای را كه سالیان سال در پی آن بوده‏اند، می‏یابند و از یكدیگر به آسانی جدا نمی‏شوند.

مردی به محضر رسول خدا (ص) رسید، عرض كرد: یا رسول اللّه! من از امر ازدواج به شگفت در آمده‏ام و تعجب می‏كنم، زیرا مرد و زنی كه هرگز یكدیگر را ندیده‏اند و نمی‏شناسند، چون میان آنان پیمان و عقد ازدواج برقرار می‏شود و بعد با یكدیگر به صحبت می‏نشینند و یكدیگر را بیشتر درك می‏نمایند، چنان دوستی و محبّتی برقرار می‏گردد كه از آن عظیم‏تر ممكن نیست؟!

رسول خدا (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم) فرمودند:

پایه ریزی امر ازدواج را خداوند سبحان در ذات بشر قرار داده به طوری كه نیازمندی به آن را در درون خویش احساس می‏كند.

آنگاه به آیه ذیل استشهاد نمود و آن را قرائت كرد:

«وَ جَعَلَ بَیْنَكُم مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً اِنَّ فِی ذلِكَ لایاتٍ لِقَومٍ یَتَفَكَّرون»(3)؛ خداوند بین شما (زنان و مردان) محبّتی خاص قرار داده و به یكدیگر مهربان نموده است. همانا در این امر نشانه‏ها و آیاتی است برای آنانی كه تفكّر كنند.

این عشق فطری موهبتی است الهی كه رسول گرامی اسلام بدان افتخار می‏كند و می‏گوید:

«النّكاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی (4)؛ ازدواج دادن و ازدواج نمودن، سیره و راه من است و هركس از این سنت زیبای الهی سر برتابد، از من نیست.»

در تبیین این موهبت الهی، آیات و روایات فراوانی وجود دارد؛ ما به برخی از آنها اشاره می‏كنیم. در حقیقت كسانی كه به نوعی از امر ازدواج وحشت دارند و عشق درونی خویش را كه شعله‏ور است، سركوب می‏كنند، خداوند آنان را تشویق می‏كند و خود آن شكاف تخیلی و یا واقعی «فقر» را كه ممكن است پیش آید، پرمی‏كند و به آنان وعده غناء و بی‏نیازی می‏دهد.

در سوره نور آمده است: «وَانكَحُوا الاَیامی مِنكُم والصّالحینَ مِن عِبادِكُم و اماءِكُم اِنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللّهُ واسِعٌ علیمٌ»(5)؛ مردان و زنان بی‏همسر (مجرّد) خود را ازدواج دهید و همچنین غلامان و كنیزان صالح و درستكار خویش را. چنانچه فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‏نیاز می‏كند؛ خداوند گشایش دهنده و داناست.

امام صادق (علیه‏السلام) فرمودند:

«مِنْ أَخلاقِ الانبیاء حُبُّ النّساءِ (6)؛ از ویژگی‏های اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان خویش بوده است.»

امام صادق علیه‏السلام از پدرانش نقل كرد كه جدّم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دینهِ فَلْیَتَّقِ اللّهَ فِی النّصفِ الباقی(7)؛ كسی كه ازدواج كند، نیمی از دین خود (و احكامی كه بر دوش دارد) را حفظ كرده است، پس به خدا پناه ببرد و استمداد جوید نسبت به نیمه دیگر آن.»

رسول اللّه (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم) می‏فرماید:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اعْطِیَ نِصف السَّعادَةِ (8)؛ كسی كه با همسر منتخب خویش ازدواج كند، نیمی از سعادت و خوشبختی را درك كرده است.»

همچنین فرموده است:

«مَنْ تَزَوَّجَ فَقْدْ اعْطِیَ نِصْف العِبادَةِ(9)؛ كسی كه با همسر منتخب خویش ازدواج كند، نیمی از بندگی و اطاعت حضرت حق به وی داده شده است.»

ب) مسؤولیت مردان در نظام خانواده

در آیات مختلف، مخاطب قرآن مردانند تا آن كه در جهت تشكیل زندگی تلاش و سعی كنند و سامان بخشی آن را بر دوش كشند. تداوم زندگی و تأمین آن، سختی‏ها و درگیری‏های فراوانی به دنبال دارد كه بدون امید و آرامش نمی‏تواند ادامه یابد. لذا این ایستادگی در برابر نابسامانی‏ها را بر دوش مردان قرار داده است. از سوی دیگر، زنان را آفرید تا كانون محبّت، عشق، زیبایی و آرامش بخشی باشند.

علاّمه محمّد حسین طباطبایی، مفسّر عالی‏مقدار می‏نویسد:

«فالنساء هنّ الركن الاول والعامل الجوهری للاجتماع الانسانی(10)؛ زنان، سنگ زیرین و ركن اساسی و علت واقعی انسجام و تشكیل اجتماع خانوادگی انسانها هستند.»

بعضی از مفسّران وجود زن و عواطف زیبای او را همانند ملاطِ چسبنده و مستحكم یك ساختمان دانسته‏اند كه سالیان سال اجزاء یك بنای عظیم را نگه می‏دارد و در استحكام و بقای آن نقش اساسی دارد، همانند سیمان و ماسه و آهك و غیره. این جاذبه عظیم را خداوند در وجود زن قرار داده است و او را سبب «آرامش و سكینه» معرفی نموده است.

قرآن كریم حفاظت و حراست از این ركن اساسی را بر عهده مردان نهاده و با توجه به توانایی‏های ذاتی‏شان آنان را مسؤول می‏داند و می‏فرماید:

«الرّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النّساء بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُم عَلی بعضٍ وَ بما اَنْفَقُوا مِن اموالِهِم»(11)؛ مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به خاطر برتری‏هایی كه خداوند (از نظر نظام اجتماعی) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به خاطر نفقاتی كه از اموالشان در مورد زنان پرداخت می‏كنند.

در تبیین مسؤولیت مردان، چند نكته حائز اهمیت است:

1) قَیِّم؛ كسی را گویند كه مسؤولیت كارهای مهم دیگری را به عهده گیرد و آن را انجام دهد. قوّام و قیّام، اوزان صیغه مبالغه است كه بر برتری همیشگی و ذاتی مردان بر زنان دلالت دارد.

2) بما فضَّلَ اللّهُ؛ فضیلت آن امتیازی است كه به طور طبیعی مردان (جنس نر) نسبت به زنان (جنس ماده) دارند. (12) همانند قدرت و مقاومت در برابر كارهای سخت و سنگین و نیز معضلاتی كه هم توان بیشتری را می‏طلبد و هم اندیشه قوی‏تری را.

از سوی دیگر، عواطف و احساسات پاك و قوی زنان آن قدر مورد توجه و التفات خداوند سبحان است كه آرامش مردان را در سایه آن دانسته و بر آن تصریح می‏كند بلكه بار دیگر تأیید می‏نماید:

«هُوَ الذّی خَلَقَكُم مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنها زَوجَها لِیَسْكُنَ الیها...» (13)؛ اوست كه شما را از یك تن آفرید و همسر او را از [نوع] او پدید كرد تا بدو آرام گیرد.

3) بِما اَنْفَقُوا؛ در وادی ازدواج تأمین زندگی مادی زن را بر عهده مرد قرار داد و در صورت تمكین و رضایت بخشی كامل، او را «واجب النفقه» مردان نمود؛ كه این خود یك سختی دیگر است كه با جسم و اعضاء و جوارح مرد هماهنگی دارد و در این راستا هرگونه زحمت و خطری را به جان می‏خرد و برای دفاع از ناموس و حیثیت خویش گاه مال و گاه جان خود را فدا می‏نماید.

ج) مراقبت از تداوم زندگی

ادامه زندگی خانوادگی و زناشویی از دیگر موهبت‏های الهی است كه بشر برای آن تلاش می‏كند، و می‏خواهد آنگاه كه پیوند ایجاد شد، به سادگی بحث جدائی مطرح نشود. در این راه دو ركن اساسی خانواده (زن و شوهر) موظفند از آنچه سبب جدائی می‏شود، پرهیز نمایند بلكه در راه استحكام پیوند زناشویی سعی مضاعف داشته باشند. قرآن كریم به این مطلب چنین اشاره می‏كند:

«وَ هُوَ الّذی خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قدیراً»(14)؛ خداوند كسی است كه بشر را از آب آفرید، آنگاه در آفرینش او پیوندهای نسبی و سببی به وجود آورد (و نسل او را از این دو طریق گسترش داد). و پروردگار تو همواره تواناست.

با توجه به مطلب فوق، عده‏ای از مفسّران گفته‏اند: در آیه 21 سوره روم «وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً...» آوردن این دو كلمه كه ـ حكایت از شدت علاقه زن و مرد و وابستگی این دو به یكدیگر است و این دو واژه مفاهیم عمیق و ژرفی را در دل دارد ـ سه احتمال وجود دارد:

1. مودّت: انگیزه ارتباط در آغاز كار ازدواج است و اما ادامه و پایان آن كه یكی از دو همسر ممكن است ضعیف و ناتوان شود و قادر بر خدمت نسبت به دیگری نباشد، «رحمت» جایگزین مودّت می‏شود. او دلسوزی خاص دارد، حتی از دیگران جهت كمك به همسرش استمداد می‏طلبد و خود را به هر آب و آتشی می‏افكند تا رحمت الهی را از خویش بروز و ظهور دهد در حالی كه آن روز نه نیازمندی جنسی و شهوانی است و نه مسائل دیگر جوانی. در این مرحله حساس مراقبت از یكدیگر اهمیت زیادی دارد، همچون مریضی كه توجه‏های پیاپی نزدیكان وی، او را بهبود می‏بخشد و ایجاد امید می‏نماید.

2. مودّت: درباره بزرگترهاست كه توان خدمت به یكدیگر را دارند، اما كودكان و فرزندان كوچك در سایه رحمت پرورش می‏یابند و رشد می‏كنند و شاید رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم هم كه فرمود: «وَارْحَمُوا صِغارَكُم؛ به كوچكترها ترحّم كنید»، بر همین اساس بوده است.

3. مودّت: غالباً جنبه دو طرفه (تقابل) دارد، به مجرّد آن كه از طرفی سرزد، بر اساس قانون طبیعت، طرف مقابل باید آن را جبران كند و الاّ ظلم و ستم خواهد شد. اما رحمت، یك جانبه و ایثارگرانه است لكن بقای جامعه كوچك (خانواده) و بزرگ (اجتماع) به خدمات متقابل است كه ریشه در مودّت دارد. (15)

در هر صورت آیه شریفه، «مودّت» بین دو همسر را مطرح می‏كند كه قطعاً بقای جامعه بزرگ انسانی در سایه بروز و ظهور این موهبت الهی است و همچنین «رحمت» كه لازمه اخلاق انسانی و استمرار فضائل و كرامت‏های بشری است. و با این موهبت الهی مراقبت و حفظ از یكدیگر ادامه می‏یابد؛ چنانچه این دو از بین برود و یا به ضعف و كمبود گراید، هزاران بدبختی و اضطراب روحی و روانی را به دنبال خواهد داشت.

فرزندان دلگرمی زندگی خانوادگی

انسان در ذات خویش عشق به ماندن و بقاء داد و بر این باور است که سیر تکاملی او به سوی حضرت حق لازمه‌اش ماندن همیشگی است، از این رو یا باید خود بماند و یا آثار وجودیش در صحنه گیتی ظاهر شود و خودنمائی کند. ازدواج زن و شوهر از همین جهت است ولکن آن عشق به بقاء و عشق به خالق ازلی در این امر بسنده نمی‌شود بلکه چیزی دیگر بنام بقاء نسل برای او مطرح است. حال چنانچه بعد از ازدواج خداوند به آنان فرزندی عنایت کرد اضطراب و نگرانی درونی و ذاتی او تبدیل به آرامش و اطمینان می‌شود گویا او و نقش آثاری او برای همیشه تحقق پیدا کرده است. در سوره اعراف آمده است:

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ؛

 او (خداوند) کسی است که همه شما را از جنس واحد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد تا در کنار آن آسایش و آرامش برای شما بوجود آید سپس هنگامی که با او آمیزش کرد و حملی سبک برداشت با وجود آن حمل به کارهای خود ادامه داد ولکن چون حمل در رحم سنگین گردید هر دو از پروردگار خویش درخواست کردند اگر فرزند صالحی به ما دهی از شاکران درگاهت خواهیم بود. (16)

در مجموع باید گفت مرد و زن دو موجودی هستند که هر یک مکمل وجودی دیگری است و علاقه هر موجودی به مکمل خود که نیازمندی‌های او را برطرف می‌کند ذاتی و حقیقی است پس اعراض و روی گرداندن از امر ازدواج کاری عبث و بیهوده و بی‌اساس است و عزلت و تجرّد نه تنها برای مردان بلكه برای زنان نيز مناسب و زیبنده نیست بلکه باید گفت امری نکوهیده و غیرمنطقی است. از رسول خدا(ص) روایت شده:

أَنَّهُ نَهَى عَنِ التَّرَهُّبِ وَ قَالَ لَا رَهْبَانِيَّةَ فِي الْإِسْلَامِ تَزَوَّجُوا فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ؛ همانا پیامبر خدا(ص) مردم را از گوشه نشینی و عزلت (تنها زندگی کردن و عبادت نمودن) نهی کرد و فرمود: ترک دنیا همانند راهبان (مجرد و بدون همسر ماندن) در اسلام مشروع نیست بلکه باید ازدواج کنید و همسر گزینید همانا من به زیاد شدن امّتم افتخار می‌کنم. (17)

و در جای دیگر فرمود: الْمُتَزَوِّجُ النَّائِمُ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنَ الصَّائِمِ الْقَائِمِ الْعَزَبِ ؛ انسان متأهل در حال خواب و استراحت در نزد خداوند افضل است از شخص روزه‌دار و نماز شب خوان بدون همسر. (18)

امام رضا (علیه السلام) فرمود: زنی نزد جدم امام باقر(ع) آمد عرض کرد: من دنیا را ترک کرده‌ام و هرگز نمی‌خواهم ازدواج کنم. حضرت باقر(ع) فرمودند چرا؟ آن زن گفت: در پس کسب فضیلتم، حضرت فرمود: دست بردار، اگر در این کار فضیلتی بود فاطمه (س) از تو سزاوارتر بود، هیچکس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد. (19)

جایگاه همسر در زندگی خانوادگی

نگهداری از محور کانون محبت و صفای خانواده یعنی زن، کاری سخت و دشوار و بسیار ظریف و لطیف است زیرا شادابی و نشاط این مرکز عواطف و احساسات سبب می‌شود تا دیگر اعضای خانواده شادابی بیشتری را در خود احساس کنند و پاکی و طهارت و آرامش خیمه مرکزی به همه زوایای دیگر سرایت نماید، رسول خدا(ص) نسبت به همسر و همسران خویش توجهی خاص می‌نمود، او بارها در جمع یاران خود از محبت کردن و پاسخ به احساسات و عواطف پاک زنان سخن می‌گفت و آن را وظیفه حتمی متقابل مردان در برابر زنان می‌دانست و این امر مهم را گوشزد می‌نمود و آنان را از غفلت از این مهم برحذر می‌داشت.

بارها فرمود: أَلَا خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِهِ وَ أَنَا خَيْرُكُمْ لِنِسَائِي ؛ توجه داشته باشید بهترین شما بهترین کس نسبت به زنان خویش است و من برترین شما نسبت به همسران خود می‌باشم (در پاسخ‌گوئی به محبت زنان بهترین فرد در میان شما هستم).(20)

و در زمانی دیگر در جمع صحابه خود فرمود: خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِنِسَائِكُمْ وَ بَنَاتِكُمْ؛ برترین شما خیرخواه‌ترین کس نسبت به زنان و دختران خویش است.(21)

امام حسین (علیه السلام) فرمود: از پدرم سؤال کردم اخلاق رسول خدا(ص) در میان منزل و خانواده خویش چگونه بود؟

پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) فرمودند: کانَ دُخُوُلُهُ لِنَفْسِهِ مَأذُوناً لَهُ فِی ذِلکَ فَإذا أوَی إلی مَنْزِلِهِ جَزَّی دُخُولَهُ ثَلاثَةَ اجْزاءٍ جُزْءًا لِلهِ وَ جُزْءًا لِأهْلِهِ وَ جُزْءًا لِنَفْسِهِ ثُمَّ جُزّأ جُزْأهُ بَینَهُ وَ بَینَ النّاسِ فَیرِدُ ذلِکَ بِالخاصَةِ عَلَی الْعامَةِ وَلا یدَّخِرُ عَنْهُمْ مِنْهُ شَیئاً وَ کانَ مِنْ سِیرَتِهِ فِی جُزْءِ الامّةِ ایثارُ أهْلِ الفَضْلِ بِأدبِهِ ..؛ رسول خدا(ص) زمانی که داخل منزل خود می‌شد اعلان می‌کرد و آن مقدار از زمانی که داخل منزل بود به سه قسمت تقسیم می‌نمود.

الف) بخشی از آن را به خدایش اختصاص می‌داد و در آن هنگام غرق در عبادت و نیایش می‌گشت.

ب) بخش دوم آن را برای خانواده (همسر و فرزندان) خویش صرف می‌نمود.

ج) بخش آخرین را برای کارهای شخصی خود اختصاص می‌داد، لکن در این قسمت از زمان، مردم را نیز شریک می‌نمود، بعضی از بزرگان و بستگان به محضر او شرفیاب می‌شدند، او گرفتاری و حوائج آنان را گوش می‌کرد و به آنها رسیدگی می‌نمود و هرگز دریغ نمی‌نمود، اهل فضل را بر دیگران ترجیح می‌داد و آنان را همیشه می‌پذیرفت و هر کس را به مقدار فضیلتی که در این دین داشت احترام می‌کرد.(22)

اين برخورد زيبا، در سيره ديگر معصومين نيز ديده می‌شود. امام رضا (علیه السلام) می‌فرمايد: دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (ع) فَرَأَوْهُ مُخْتَضِباً بِالسَّوَادِ فَسَأَلُوهُ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ أُحِبُّ النِّسَاءَ وَ أَنَا أَتَصَنَّعُ لَهُنَّ؛ گروهی به محضر امام محمد باقر(ع) رسیدند، آن حضرت موی خویش را رنگ سیاه زده بود، درباره این مطلب سؤال کردند. پاسخ داد: من مردی هستم که همسرانم را دوست دارم و خود را برای آنان می‌آرایم.(23)

نیازمندی زن و شوهر نسبت به یکدیگر

نسبت به ارتباط موجود بین زن و شوهر دو دیدگاه مختلف وجود دارد:

1. دیدگاه مادیون: آنان بر این باورند که در نظام خلقت (نباتات، جمادات) جنس نر و جنس ماده نیازمند یکدیگر هستند و هر کدام نیازمندی دیگری را برطرف می‌کنند. انسان‌ها نیز همین وضعیت را دارند، در این دیدگاه مادی نیازمندی جنسی (شهوانی) سایر خلأها را تحت الشعاع قرار می‌دهد، گویا عمده‌ترین رابطه زن و شوهر رابطه حیوانی و شهوانی آنها است و نتیجه هم در بقاء نسل ظاهر می‌گردد. با این نظریه، آنان برای بدست آوردن طعمه خویش از هیچ کاری روی گردان نیستند.

2. دیدگاه موحدان: در این بینش خالق هستی یکتا است، او نظام عالم ماده را زوج آفرید به طوری که هر طرف زوجیت برای تحقق و پیدایش وجود خویش و یا استمرار آن نیازمند طرف مقابل است. جهان جمادات، نباتات، حیوانات و انسان همگی در این قانون الهی مشترکند و هیچ یک از آنان تافته جدا بافته‌ای نخواهند بود ولکن نحوه ارتباط جهت بقاء نسل و کمال‌بخشی به یکدیگر متفاوت است، بخش عظیمی از آنها بر اساس خط مشی اجباری در این عالم آن راه را سیر می‌کنند و خود و دیگران از ثمرات آن بهره‌مند می‌گردند.

سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الأَْزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الأَْرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ ؛ پاک و منزه است خالقی که همه چیز را زوج آفرید از آنچه زمین می‌رویاند و از شماها و آنچه را که شماها نمی‌دانید.(24)

و بخش دیگر که وجود با عظمت انسان است و او خود آن را اشرف مخلوقاتش معرفی نمود؛ وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ؛ ما تاج کرامت و بزرگواری را بر سر انسان نهادیم و او را بر دیگر موجودات فضیلت و برتری بخشیدیم.

بر این اساس خداوند رابطه زن و شوهر را با تعبیرات ملکوتی خاص مطرح نمود که این تعبیرات بیانگر ظرافت و لطافت آفرینش حضرت حق جل و علا است. ابتدا فرمود: وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً ؛ ما همه شما را جفت آفریدیم.(25)

سپس فرمود: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ؛ از نشانه‌های روشن آن است که از وجود شما برایتان همسر آفرید تا در کنار او آرامش و آسایش گزینید و قرار داد در میان آنان دوستی و رحمت را.(26)

رابطه زن و شوهر از دیدگاه قرآن

قرآن کریم این رابطه زیبا و لطیف تکوینی را با تشبیهی بی‌نظیر بیان کرده است:

هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛ زنان لباس و پوشش برای شما مردان هستند و شما مردان پوشش و لباس برای زنانتان هستید.(27)

در تفسیر آیه شریفه (هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ) آمده است جمله فوق استعاره‌ای است که کمال اتصال و وابستگی زن و مرد را می‌رساند زیرا در حقیقت او را از ثلاثی مجرد (یعنی لبس الشيء الشیء یعنی پوشش داد چیزی چیز دیگری را) به باب مفاعله برده است که این پوشش از دو جانب می‌باشد و چنین گردیده: لابس الشیء الشیء: پوشش دو جانبه‌ای از سوی دو چیز انجام شده است.(28)

در المیزان آمده است: ظاهر از لباس همان معنای معروف اوست یعنی آنچه را که بواسطه آن انسان بدن خود را می‌پوشاند ولکن دو جمله (هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ) استعاره است از اینکه هر یک از زن و شوهر مانع شود تا دیگری گرفتار گناه گردد و آن گناه را بین انسان‌های دیگر رواج دهد گویا هر یک از این دو برای طرف دیگر پوشش و ساتری است که معایب دیگری را می‌پوشاند. دو جمله فوق استعاره بسیار ظریف و لطیفی است که این معانی عمیق را در خود گنجانده بویژه آنکه با جمله قبل خود ضمیمه گردیده است؛ أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ ؛ حلال شده برای شما همبستر شدن با همسرانتان در شب‌های رمضان.(29)

این رحمت و نعمت الهی را در سایه همسران حلال خویش تأمین نموده است زیرا صرف لباس این همه کاربرد ندارد بلکه لباسی که نوعی تعهد و التزام در پوشش دادن نسبت به یکدیگر را به همراه داشته باشد.

در تشبیه زیبای کریمه فوق، زن و شوهر را بمنزله لباس برای یکدیگر معرفی کرده است، در این تشبیه خصوصیاتی در لباس و جهات کاربردی آن دیده می‌شود که باید آنها در رابطه زناشویی تبلور یابد و به عبارتی دیگر وجه شبه لازم است در مشبّه کاملا پیدا و روشن گردد تا زیبائی‌ها و فوائد موجود در مشبّه به او انتقال یابد. حال به بخشی از آن ویژگی‌ها اشاره می‌نمائیم.

1. همانطوری که لباس مقداری از پستی‌ها و بلندی‌های بدن را می‌پوشاند و به آن ساتر گفته می‌شود لازم است زن و شوهر بر معایب دیگر پوشش نهند که در این صورت زیبائی‌ها جلوه می‌کند و آبروی یکدیگر را حفظ می‌نمایند.

2. رابطه انسان با لباس خویش تنگاتنگ و مماس است و بیگانه در آن راه نمی‌یابد همانطور لازم است زن و شوهر طوری به یکدیگر نزدیک باشند که بیگانگان هرگز تصور نزدیک شدن را نکنند.

3. لباس‌ها در فصول مختلف گرما و سرما متفاوت است و چه بسا اوضاع و احوال گوناگون منطقه سبب شود گاهی لباس تیره و گاهی لباس روشن بپوشد تا بدن انسان بهره لازم را ببرد. حال انعطاف‌پذیری زن و شوهر باید طوری باشد که در حالات گوناگون همانند فقر، غنا، شادی، حزن و گرفتاری‌های مختلف یکدیگر را درک کنند و به همان تناسب رفتار خویش را نسبت به یکدیگر تغییر دهند.

4. لباس هر کسی در محل کار و جائی که با دیگران سر کار دارد با آنچه در داخل منزل می‌پوشد متفاوت است پس رفتار مرد و زن با يكديگر با برخورد آنها با دیگر افراد در خارج و یا داخل منزل باید متفاوت باشد. بسیاری از هیبت‌ها و قیافه‌ها برای بیرون خوب است اما داخل منزل باید با بی‌آلایشی کامل و تواضع لازم برخوردار نمایند.

5. لباس بدن آدمی را از آفات و آلودگی‌ها حفظ می‌کند، زن و شوهر نسبت به یکدیگر باید همین گونه باشند و در جای خود به کانون خانوادگی گرما و لذت و شیرینی ببخشند و اسرار یکدیگر را در برابر بیگانگان برملا ننمایند.

6. تعبیر قرآن به گونه‌ای است که همان وظائفی را که زن نسبت به شوهر خویش دارد همانند آن را نیز مرد بر عهده دارد و لازم است مراعات کند.

7. لباس را هر انسانی برای خویش انتخاب می‌کند پس زن در انتخاب شوهر و شوهر در انتخاب همسر آزاد است و ازدواج‌های اجباری و قبیله‌ای که به صورت معامله انجام می‌گیرد هرگز اسلام آن را نمی‌پسندد بلکه دو طرف باید یکدیگر را بپسندند زیرا هر دو برای هم لباس خواهند بود.

8. اشخاص در انتخاب لباس چیزی را می‌پسندند که از جهت اندازه عرض و طول و رنگ و غیره مناسب با حال آنها باشد، مسلم در اسلام بحث ازدواج با هم کفو همین نکات ارزنده را در بر دارد راستی اگر نگاهی به روایات و احادیث اخلاقی باب نکاح و ازدواج بکنیم در می‌یابیم که جمله؛ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ ؛ چه مفاهیم عمیق و ژرفی را دربردارد.

حال به دو نمونه از حالات زندگی امیر مومنان(ع) و فاطمه (سلام الله علیها) توجه فرمائید:

الف) غمخوار زندگی (رافت دو طرفه)

قال علی (علیه السلام): فَوَاللهِ ما أغْضَبْتُها وَلا أکْرَهْتُها عَلی أمْرٍ حَتَّی قَبَضَهَا اللهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ إلَیهِ وَلا أغْضَبَتْنِی وَلا عَصَتْ لِی أمْراً، وَلَقَدْ کُنْتُ أنْظُرُ إلَیها فَتَنْکَشِفَ عَنِّی الهُمُومَ وَ الأحْزانَ ؛ علی(ع) فرمود: به خدا سوگند هیچگاه فاطمه (س) را به خشم نیاوردم و او را بر کاری که میل نداشت وادار نکردم تا زمانی که خداوند او را به نزد خود برد و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچی نکرد و هرگاه به او نگاه می‌کردم نگرانی‌ها و غمهایم زدوده می‌شد.(30)

ب) همسر و همراه

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ: كَانَ عَلِيٌّ (ع) يَسْتَقِي وَ يَحْتَطِبُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (ع) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ وَ تَرْقَعُ؛ امام صادق(ع) فرمود: در اداره امور خانه علی (علیه السلام) آب و هیزم تهیه می‌کرد و فاطمه (علیها السلام) گندم آرد می‌کرد و خمیر می‌نمود و نان می‌پخت و لباس‌های کهنه را وصله می‌زد.(31)

 

پی‏نوشت‏ها:
1. روم/ 21.
2. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 382؛ تحریر الوسیله، امام خمینی(ره)، ج 2، ص 211، كتاب النكاح.
3. تفسیر روض‏الجنان و روح البیان، ج 15، ص 250؛ تفسیر اثنی عشری، ج 1، ص 282؛ تفسیر مواهب علیه، كمال‏الدین كاشفی، ج 3، ص 421.
4. بحارالانوار، ج 100، ص 220، باب كراهیة‏العزوبة؛ جامع الاخبار، ص 1، فصل 58، (فی التزویج).
5. نور/ 32.
6. مكارم الاخلاق، ص 197؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 21، باب استحباب حبّ النساء المحللات.
7. امالی، شیخ طوسی، ص 518؛ مكارم‏الاخلاق، ص 196، باب فی الراغبة فی‏التّزویج؛ عوالی اللآلی، ج 3، ص 289، باب النكاح.
8. مستدرك الوسائل، علامه نوری، ج 14، ص 154.
9. بحارالانوار، ج 100، ص 220.
10. تفسیر المیزان، ج 4، ص 223.
11. نساء/ 34.
12. تفسیر المیزان، ج 4، ص 223.
13. اعراف/ 189.
14. فرقان/ 54.
15. تفسیر نمونه، ج 16، ص 391 به بعد، (با تغییر).

16. سوره اعراف، آيه 189 .

17. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 155 .

18. مستدرک الوسائل، ج 14، ص 155 .

19. بحارالانوار، ج 103، ص 219 .

20. وسائل الشيعه، ج 2، ص 171، باب: استحباب الاحسان الي المرأة.

21. مستدرك الوسائل، ج14، ص255 .

22. سنن النبي (ص)، علامه طباطبائي ـ ره ـ ص 14؛ عيون اخبار الرضا (ع) ج 1، ص 317 .

23. فروع کافي، ج 6، ص 480، ح 3 .

24. سوره يس، آيه 36 .

25. سوره نبأ، آيه 8 .

26. سوره روم، آيه 21 .

27. سوره بقره، آيه 187 .

28. تفسير التحرير و التنوير، ابن عاشورا، ج 2، ص 179، ذيل شريفه فوق.

29. الميزان، ج 2، ص 45 ذيل آيه شريفه 187 بقره.

30. کشف الغمه، ج 1، ص 363 .

31. روضه کافي، ج 8، ص 165.

منبع: www.ahmadzamani.com

 

 

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 81 - 90 از 114
پایگاه های قرآنی




گالري تصاوير
get( 'moduleclass' ); $border_width = $params->get( 'border_width' ); $border_style = $params->get( 'border_style' ); $border_color = $params->get( 'border_color' ); $bg_color = $params->get( 'bg_color' ); $padding = $params->get( 'padding' ); $count = $params->get( 'count' ); $catid = $params->get( 'catid' ); $showimgtitle = $params->get( 'showimgtitle' ); $opacity = $params->get( 'opacity' ); $query = "select id" ."\n from #__menu" ."\n where link = 'index.php?option=com_datsogallery'"; $database->setQuery($query); $rows = $database->loadObjectList(); if (isset($rows[0]->id)) { $Itemid = $rows[0]->id; } else { $Itemid = ""; } require($mainframe->getCfg( 'absolute_path' )."/administrator/components/com_datsogallery/config.datsogallery.php"); $thumbnailpath = $mosConfig_live_site.$ad_paththumbs."/"; $query = "select *, c.access from #__datsogallery as p" ."\n left join #__datsogallery_catg as c on c.cid=p.catid" . ( $catid ? " and ( catid in ( $catid ) )" : '' ) ."\n where p.published = '1' and p.approved=1 and c.access <= $my->gid" ."\n order by rand() limit $count"; $database->setQuery($query); $rows = $database->loadObjectList(); foreach($rows as $row){ $img = "$thumbnailpath$row->imgthumbname"; if ($opacity == 1) { echo '
'; } else { echo '
'; } echo 'id").'">'; echo ''; if ($showimgtitle == 1) { echo '
'.$row->imgtitle.'

'; } else { echo '

'; } } ?>

 

محبوبترین ها
جدیدترین مطالب