|
به نام خداوند رحمتگر مهربان
|
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد به پيمانها و قراردادها وفا كنيد، چهار پايان (و جنين چهار پايان) براي شما حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده ميشود (به جز آنها كه استثناء خواهد شد) و صيد را به هنگام احرام حلال نشمريد خداوند هر چه بخواهد (و صلاح ببيند) حكم ميكند. (1)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ ﴿1﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد شعاير الهي (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آنها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قربانيهاي بينشان، و نشاندار، و نه آنها كه به قصد خانه خدا براي بدست آوردن فضل پروردگار و خشنودي او ميآيند، اما هنگامي كه از احرام بيرون آمديد صيد كردن براي شما مانعي ندارد، و خصومت به جمعيتي كه شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حديبيه) مانع شدند نبايد شما را وادار به تعدي و تجاوز كند و (همواره) در راه نيكي و پرهيزگاري با هم تعاون كنيد و (هرگز) در راه گناه و تعدي همكاري ننمائيد و از خدا بپرهيزيد كه مجازاتش شديد است. (2)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَآئِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلآئِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿2﴾
|
|
گوشت مردار و خون و گوشت خوك و حيواناتي كه به غير نام خدا ذبح شوند و حيوانات خفه شده، و به زجر كشته شده، و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندي بميرند، و آنها كه به ضرب شاخ حيوان ديگري مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده، مگر آنكه (به موقع بر آن حيوان برسيد و) آنرا سر ببريد و حيواناتي كه روي بتها (يا در برابر آنها) ذبح شوند (همگي) بر شما حرام است و (همچنين) قسمت كردن گوشت حيوان بوسيله چوبههاي تير مخصوص بخت آزمائي، تمام اين اعمال فسق و گناه است - امروز كافران از (زوال) آئين شما مايوس شدند، بنابراين از آنها نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد، امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين (جاودان) شما پذيرفتم - اما آنها كه در حال گرسنگي دستشان بغذاي ديگري نرسد و متمايل به گناه نباشند (مانعي ندارد كه از گوشتهاي ممنوع بخورند) خداوند آمرزنده و مهربان است. (3)
|
|
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿3﴾
|
|
از تو سوال ميكنند چه چيزها براي آنها حلال شده است بگو آنچه پاكيزه است براي شما حلال گرديده و (نيز صيد) حيوانات شكاري كه از آنچه خداوند به شما تعليم داده به آنها ياد دادهايد (براي شما حلال است) پس از آنچه اين حيوانات براي شما (صيد ميكنند و) نگاه ميدارند بخوريد و نام خدا را (به هنگام فرستادن حيوان براي شكار) بر آن بريد و از خدا بپرهيزيد كه خداوند سريع الحساب است. (4)
|
|
يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿4﴾
|
|
امروز چيزهاي پاكيزه براي شما حلال شد و (همچنين) غذاي اهل كتاب براي شما حلال است و غذاي شما براي آنها حلال ميباشد و (نيز) زنان پاكدامن از مسلمانان و زنان پاكدامن از اهل كتاب حلال هستند هنگامي كه مهر آنها را بپردازيد و پاكدامن باشيد نه زناكار و نه دوست پنهاني و نامشروع گيريد، و كسي كه انكار كند آنچه را بايد به آن ايمان بياورد اعمال او باطل و بياثر ميگردد و در سراي ديگر از زيانكاران خواهد بود. (5)
|
|
الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿5﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد هنگامي كه براي نماز بپاخاستيد صورت و دستها را تا آرنج بشوئيد و سر و پاها را تا مفصل (يا برآمدگي پشت پا) مسح كنيد و اگر جنب باشيد خود را بشوئيد (غسل كنيد) و اگر بيمار يا مسافر باشيد يا يكي از شما از محل پستي آمده (قضاي حاجت كرده) يا با زنان تماس گرفته باشيد (آميزش جنسي كردهايد) و آب (براي غسل يا وضو) نيابيد با خاك پاكي تيمم كنيد و از آن بر صورت (پيشاني) و دستها بكشيد، خداوند نميخواهد مشكلي براي شما ايجاد كند بلكه ميخواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد شايد شكر او را بجا آوريد. (6)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿6﴾
|
|
و بياد بياوريد نعمت خدا را بر شما و پيماني را كه موكدا از شما گرفت، آن زمان كه گفتيد شنيديم و اطاعت كرديم، و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد كه خدا از درون سينهها آگاه است. (7)
|
|
وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿7﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد همواره براي خدا قيام كنيد و از روي عدالت گواهي دهيد، دشمني با جمعيتي شما را به گناه ترك عدالت نكشاند، عدالت كنيد كه به پرهيزكاري نزديكتر است و از خدا بپرهيزيد كه از آنچه انجام ميدهيد آگاه است. (8)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿8﴾
|
|
خداوند به آنها كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند وعده آمرزش و پاداش عظيمي داده است. (9)
|
|
وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿9﴾
|
|
و كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اهل دوزخند. (10)
|
|
وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿10﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد نعمتي را كه خدا به شما بخشيده بياد آوريد، آن زمان كه جمعي (از دشمنان) قصد داشتند دست به سوي شما دراز كنند (و شما را از ميان بر دارند) اما خدا دست آنها را از شما باز داشت، از خدا بپرهيزيد، و مومنان بايد تنها بر خدا توكل (و تكيه) كنند. (11)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿11﴾
|
|
خدا از بني اسرائيل پيمان گرفت، و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگيختيم و خداوند (به آنها) گفت من با شما هستم، اگر نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را ياري كنيد و بخدا قرض الحسن بدهيد (در راه او به نيازمندان كمك كنيد) گناهان شما را ميپوشانم (مي بخشم) و شما را در باغهاي بهشت كه نهرها از زير درختان آن جاري است وارد ميكنم، اما هر كس بعد از اين كافر شود از راه راست منحرف گرديده است. (12)
|
|
وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ ﴿12﴾
|
|
اما بخاطر پيمان شكني، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم و دلهاي آنها را سخت و سنگين نموديم (تا آنجا كه) سخنان (خدا) را از مورد خود تحريف ميكنند و بخشي از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش كردند و هر زمان به خيانتي (تازه) از آنها آگاه ميشوي، مگر عده كمي از آنها، ولي از آنها در گذر و صرف نظر كن كه خداوند نيكوكاران را دوست ميدارد. (13)
|
|
فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿13﴾
|
|
و از كساني كه ادعاي نصرانيت (و ياري مسيح) داشتند (نيز) پيمان گرفتيم ولي آنها قسمت قابل ملاحظهاي از آنچه به آنان تذكر داده شده بود بدست فراموشي سپردند، لذا در ميان آنها تا دامنه قيامت عداوت و دشمني افكنديم و خداوند در آينده آنها را از آنچه انجام دادهاند (و از نتايج آن) آگاه خواهد ساخت. (14)
|
|
وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ﴿14﴾
|
|
اي اهل كتاب پيامبر ما بسوي شما آمد و بسياري از حقايق كتاب آسماني را كه شما كتمان كرديد روشن ميسازد و از بسياري از آن (كه فعلا مورد نياز نبوده) صرف نظر مينمايد، از طرف خدا نور و كتاب آشكاري بسوي شما آمد. (15)
|
|
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿15﴾
|
|
خداوند به بركت آن، كساني را كه از خشنودي او پيروي كنند به راههاي سلامت هدايت ميكند، و از تاريكيها - به فرمان خود - به سوي روشنائي ميبرد، و آنها را به راه راست رهبري مينمايد. (16)
|
|
يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿16﴾
|
|
بطور مسلم آنها كه گفتند خدا مسيح بن مريم است كافر شدند، بگو اگر خدا بخواهد مسيح بن مريم و مادرش و همه كساني را كه در روي زمين هستند هلاك كند چه كسي ميتواند جلوگيري كند! (آري) براي خدا است حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو قرار دارد، هر چه بخواهد ميآفريند (حتي انساني از مادر و بدون پدر مانند مسيح) و او بر هر چيزي قدرت دارد. (17)
|
|
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَآلُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿17﴾
|
|
يهود و نصاري ميگفتند ما فرزندان خدا و دوستان (خاص) او هستيم، بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات ميكند؟، بلكه شما انساني هستيد از مخلوقات او، هر كس را بخواهد (و شايسته ببيند) ميبخشد، و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) مجازات ميكند، و حكومت آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است از آن او است، و بازگشت همه موجودات به سوي اوست. (18)
|
|
وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿18﴾
|
|
اي اهل كتاب! رسول ما به سوي شما آمد در حالي كه بدنبال فترت ميان پيامبران، حقايق را براي شما بيان ميكند مبادا (روز قيامت بگوئيد نه بشارت دهندهاي به سوي ما آمد، و نه بيم دهندهاي، (هم اكنون پيامبر) بشارت دهنده و بيم دهنده به سوي شما آمد و خداوند بر همه چيز توانا است. (19)
|
|
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿19﴾
|
|
(بياد آوريد) هنگامي را كه موسي به قوم خود گفت اي قوم! نعمت خدا را بر خود متذكر شويد هنگامي كه در ميان شما پيامبراني قرار داد (و زنجير استعمار فرعوني را شكست) و شما را صاحب اختيار خود قرار داد و به شما چيزهائي بخشيد كه به هيچيك از جهانيان نداده بود. (20)
|
|
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ ﴿20﴾
|
|
اي قوم! به سرزمين مقدسي كه خداوند براي شما مقرر داشته وارد شويد و به پشت سر خود باز نگرديد (و عقب نشيني نكنيد) كه زيانكار خواهيد شد. (21)
|
|
يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ ﴿21﴾
|
|
گفتند اي موسي در آن (سرزمين) جمعيتي ستمگرند و ما هرگز وارد آن نميشويم تا آنها خارج شوند، اگر آنها از آن خارج شوند ما وارد خواهيم شد! (22)
|
|
قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ ﴿22﴾
|
|
دو نفر از مرداني كه از خدا ميترسيدند و خداوند به آنها نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود گفتند شما وارد دروازه شهر آنان شويد هنگامي كه وارد شديد پيروز خواهيد شد و بر خدا توكل كنيد اگر ايمان داريد. (23)
|
|
قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿23﴾
|
|
(بني اسرائيل) گفتند اي موسي تا آنها در آنجا هستند ما هرگز وارد آن نخواهيم شد، تو و پروردگارت برويد و (با آنان) جنگ كنيد، ما همينجا نشستهايم!! (24)
|
|
قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿24﴾
|
|
(موسي) گفت پروردگارا! من تنها اختيار خودم و برادرم را دارم، ميان من و اين جمعيت گنهكار جدائي بيفكن! (25)
|
|
قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿25﴾
|
|
خداوند (به موسي) فرمود: اين سرزمين تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسيد) پيوسته در زمين سرگردان خواهند بود و درباره (سرنوشت) اين جمعيت گنهكار غمگين مباش. (26)
|
|
قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿26﴾
|
|
داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان، هنگامي كه هر كدام عملي براي تقرب (به پروردگار) انجام دادند، اما از يكي پذيرفته شد و از ديگري پذيرفته نشد (برادري كه عملش مردود شده بود به برادر ديگر) گفت: بخدا سوگند تو را خواهم كشت (برادر ديگر) گفت (من چه گناهي دارم زيرا) خدا تنها از پرهيزكاران ميپذيرد! (27)
|
|
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿27﴾
|
|
اگر تو براي كشتن من دست دراز كني من دست به قتل تو نميگشايم، چون از پروردگار جهانيان ميترسم! (28)
|
|
لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿28﴾
|
|
من ميخواهم با گناه من و خودت (از اين عمل) بازگردي (و بار هر دو را بدوش كشي) و از دوزخيان گردي و همين است سزاي ستمكاران! (29)
|
|
إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ ﴿29﴾
|
|
نفس سركش تدريجا او را مصمم به كشتن برادر كرد، و او را كشت، و از زيانكاران شد. (30)
|
|
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿30﴾
|
|
سپس خداوند زاغي را فرستاد كه در زمين جستجو (و كند و كاو) ميكرد تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند، او گفت: واي بر من! آيا من نميتوانم مثل اين زاغ باشم و جسد برادر خود را دفن كنم، و سرانجام (از ترس رسوائي و بر اثر فشار وجدان از كار خود) پشيمان شد. (31)
|
|
فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ ﴿31﴾
|
|
بهمين جهت بر بني اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس انساني را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روي زمين بكشد چنان است كه گوئي همه انسانها را كشته و هر كس انساني را از مرگ رهائي بخشد چنان است كه گوئي همه مردم را زنده كرده است، و رسولان ما با دلايل روشن بسوي بني اسرائيل آمدند، اما بسياري از آنها، تعدي و اسراف، در روي زمين كردند. (32)
|
|
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿32﴾
|
|
كيفر آنها كه با خدا و پيامبر به جنگ بر ميخيزند و در روي زمين دست به فساد ميزنند. (و با تهديد به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله ميبرند) اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست راست و پاي چپ آنها بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند، اين رسوائي آنها در دنياست و در آخرت مجازات بزرگي دارند. (33)
|
|
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿33﴾
|
|
مگر آنها كه قبل از دست يافتن شما بر آنان توبه كنند، بدانيد (خدا توبه آنها را ميپذيرد) خداوند آمرزنده و مهربان است. شان نزول در شان نزول اين آيه چنين نقل كردهاند كه: جمعي از مشركان خدمت پيامبر آمدند و مسلمان شدند اما آب و هواي مدينه به آنها نساخت، رنگ آنها زرد و بدنشان بيمار شد، پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) براي بهبودي آنها دستور داد به خارج مدينه در نقطه خوش آب و هوائي از صحرا كه شتران زكات را در آنجا به چرا ميبردند بروند و ضمن استفاده از آب و هواي آنجا از شير تازه شتران به حد كافي استفاده كنند، آنها چنين كردند و بهبودي يافتند اما به جاي تشكر از پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) چوپانهاي مسلمان را دست و پا بريده و چشمان آنها را و سپس دست به كشتار آنها زدند و شتران زكوة را غارت كرده و از اسلام بيرون رفتند. پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) دستور داد آنها را دستگير كردند و همان كاري كه با چوپانها انجام داده بودند به عنوان مجازات درباره آنها انجام يافت، يعني چشم آنها را كور كردند و دست و پاي آنها را بريدند و كشتند تا ديگران عبرت بگيرند و مرتكب اين اعمال ضد انساني نشوند، آيه فوق درباره اين گونه اشخاص نازل گرديد و قانون اسلام را در مورد آنها شرح داد. (34)
|
|
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿34﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد پرهيزگاري پيشه كنيد و وسيلهاي براي تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد. (35)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿35﴾
|
|
كساني كه كافر شدند اگر تمام آنچه كه روي زمين قرار دارد و همانند آن، مال آنها باشد و آنها را براي نجات از مجازات روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته نخواهد شد، و مجازات دردناكي خواهند داشت. (36)
|
|
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿36﴾
|
|
آنها پيوسته ميخواهند از آتش خارج شوند ولي نميتوانند خارج شوند و براي آنها مجازات پايداري است. (37)
|
|
يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿37﴾
|
|
دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر عملي كه انجام دادهاند به عنوان يك مجازات الهي قطع كنيد، و خداوند توانا و حكيم است. (38)
|
|
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿38﴾
|
|
اما آن كس كه پس از ستم كردن، توبه و جبران نمايد خداوند توبه او را ميپذيرد زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است. (39)
|
|
فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿39﴾
|
|
آيا نميداني كه خداوند مالك و حكمران آسمانها و زمين است! هر كس را بخواهد (و شايسته ببيند) مجازات ميكند و هر كس را بخواهد (و شايسته بداند) ميبخشد و خداوند بر هر چيزي قادر است. (40)
|
|
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿40﴾
|
|
اي فرستاده (خدا) آنها كه با زبان ميگويند ايمان آوردهايم و قلب آنها ايمان نياورده و در مسير كفر بر يكديگر سبقت ميجويند تو را اندوهگين نكنند و (همچنين) از يهوديان (كه اين راه را ميپيمايند) آنها زياد به سخنان تو گوش ميدهند تا دستاويزي براي تكذيب تو بيابند، آنها جاسوسان جمعيت ديگري هستند كه خود آنها نزد تو نيامدهاند، آنها سخنان را از محل خود تحريف ميكنند، و ميگويند اگر اين را (كه ما ميخواهيم) به شما دادند (و محمد بر طبق خواسته شما داوري كرد) بپذيريد و الا دوري كنيد (و عمل ننمائيد) و كسي را كه خدا (بر اثر گناهان پي در پي) بخواهد مجازات كند قادر به دفاع از او نيستي، آنها كساني هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك كند، در دنيا رسوائي و در آخرت مجازات بزرگ نصيب آنان خواهد شد. (41)
|
|
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿41﴾
|
|
آنها بسيار به سخنان تو گوش ميدهند تا آنرا تكذيب كنند، مال حرام فراوان ميخورند اگر نزد تو آمدند در ميان آنان داوري كن يا (اگر صلاح بود) آنها را بحال خود واگذار و اگر از آنها صرف نظر كني به تو زيان نميرسانند و اگر ميان آنها داوري كني با عدالت داوري كن كه خدا عادلان را دوست دارد (42)
|
|
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿42﴾
|
|
آنها چگونه تو را به داوري ميطلبند در حالي كه تورات نزد ايشان است و در آن حكم خدا هست (وانگهي) پس از داوري خواستن از حكم تو روي ميگردانند، و آنها مؤ من نيستند (43)
|
|
وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿43﴾
|
|
ما تورات را نازل كرديم كه در آن هدايت و نور بود و پيامبران كه تسليم در برابر فرمان خدا بودند، با آن، براي يهوديان حكم ميكردند و (همچنين) علماء و دانشمندان به اين كتاب الهي كه به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند، داوري مينمودند، بنابراين (از داوري كردن بر طبق آيات الهي) از مردم نهراسيد و از من بترسيد و آيات مرا به بهاي ناچيز نفروشيد و آنها كه به احكامي كه خدا نازل كرده حكم نميكنند كافرند. (44)
|
|
إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ﴿44﴾
|
|
و بر آنها (بني اسرائيل) در آن (تورات) مقرر داشتيم كه جان در مقابل جان و چشم در مقابل چشم و بيني در برابر بيني و گوش در مقابل گوش و دندان در برابر دندان، ميباشد، و هر زخمي قصاص دارد و اگر كسي آن را ببخشد (و از قصاص صرف نظر كند) كفاره (گناهان) او محسوب ميشود، و هر كس به احكامي كه خدا نازل كرده حكم نكند ستمگر است (45)
|
|
وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿45﴾
|
|
و به دنبال آنها (يعني پيامبران پيشين) عيسي بن مريم را قرار داديم كه به آنچهپيش از او فرستاده شده بود از تورات تصديق داشت وانجيل را به او داديم كه در آن هدايت و نور بود و (كتاب آسماني او نيز) تورات را كهقبل از او بود تصديق ميكرد و هدايت و موعظه براي پرهيزكاران بود. (46)
|
|
وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿46﴾
|
|
به اهل انجيل (پيروان مسيح) گفتيم بايد به آنچه خداوند در آن نازل كرده حكم كنند و كساني كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نميكنند فاسق هستند. (47)
|
|
وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿47﴾
|
|
و اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم، در حالي كه كتب پيشين را تصديق ميكند و حافظ و نگاهبان آنها است، بنابراين بر طبق احكامي كه خدا نازل كرده در ميان آنها حكم كن، و از هوا و هوسهاي آنها پيروي مكن، و از احكام الهي روي مگردان، ما براي هر كدام از شما آئين و طريقه روشني قرار داديم و اگر خدا ميخواست، همه شما را امت واحدي قرار ميداد ولي خدا ميخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد (و استعدادهاي شما را پرورش دهد) بنابراين بكوشيد و در نيكيها به يكديگر سبقت جوئيد، بازگشت همه شما به سوي خدا است و از آنچه در آن اختلاف كردهايد به شما خبر خواهد داد! (48)
|
|
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿48﴾
|
|
و بايد در ميان آنها (اهل كتاب) طبق آنچه خداوند نازل كرده حكم كني و از هوسهاي آنان پيروي مكن و بر حذر باش كه مبادا تو را از بعض احكامي كه خدا بر تو نازل كرده منحرف سازند، و اگر آنها (از حكم و داوري تو) روي گردانند بدان خداوند ميخواهد آنها را بخاطر پارهاي از گناهانشان مجازات كند و بسياري از مردم فاسقند. (49)
|
|
وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿49﴾
|
|
آيا آنها حكم جاهليت را (از تو) ميخواهند، و چه كسي براي افراد با ايمان بهتر از خدا حكم ميكند؟ (50)
|
|
أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿50﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد يهود و نصاري را تكيه گاه خود قرار ندهيد، آنها تكيه گاه يكديگرند و كساني كه از شما بانها تكيه كنند از آنها هستند خداوند جمعيت ستمكار را هدايت نميكند. (51)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿51﴾
|
|
مشاهد ميكني افرادي را كه در دلهايشان بيماري است در (دوستي با) آنان بر يكديگر پيشي ميگيرند، و ميگويند ميترسيم حادثهاي براي ما اتفاق بيفتد (و نياز به كمك آنها داشته باشيم) شايد خداوند پيروزي يا حادثه ديگري از ناحيه خود (به نفع مسلمانان) پيش بياورد و اين دسته از آنچه در دل پنهان داشتند پشيمان گردند. (52)
|
|
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ ﴿52﴾
|
|
و آنها كه ايمان آوردهاند ميگويند آيا اين (منافقان) همانها هستند كه با نهايت تاكيد سوگند ياد كردند كه با شما هستيم! (چرا سرانجام كارشان به اينجا رسيد) اعمالشان نابود گشت و زيانكار شدند. (53)
|
|
وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ ﴿53﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد هر كس از شما از آئين خود باز گردد (به خدا زياني نميرساند) خداوند در آينده جمعيتي را ميآورد، كه آنها را دوست دارد و آنها (نيز) او را دوست دارند، در برابر مؤ منان متواضع و در برابر كافران نيرومندند، آنها در راه خدا جهاد ميكنند و از سرزنش كنندگان هراسي ندارند. اين فضل خدا است كه بهر كس بخواهد (و شايسته ببيند) ميدهد و (فضل) خدا وسيع و خداوند داناست. (54)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿54﴾
|
|
سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پيامبر او، و آنها كه ايمان آوردهاند و نماز را بر پا ميدارند و در حال ركوع زكات ميپردازند. (55)
|
|
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ﴿55﴾
|
|
و كساني كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند (پيروزند زيرا) حزب و جمعيت خدا پيروز ميباشد! (56)
|
|
وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿56﴾
|
|
اي كسانيكه ايمان آوردهايد، افرادي كه آئين شما را بباد استهزاء و بازي ميگيرند از اهل كتاب و مشركان، دوست و تكيه گاه خود انتخاب نكنيد، و از خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد. (57)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿57﴾
|
|
آنها هنگامي كه (اذان ميگوئيد و مردم را) به نماز ميخوانيد آنرا به مسخره و بازي ميگيرند، اين بخاطر آن است كه آنها جمعي هستند كه درك نميكنند. (58)
|
|
وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ ﴿58﴾
|
|
بگو اي اهل كتاب آيا به ما خرده ميگيريد! (مگر ما چه كردهايم) جز اينكه به خداوند يگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پيش از اين نازل گرديده است ايمان آوردهايم و اين بخاطر آن است كه بيشتر شما از راه حق بدر رفتهايد (و لذا حق در نظر شما نازيباست). (59)
|
|
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُونَ ﴿59﴾
|
|
بگو: آيا شما را از كساني كه جايگاه و پاداششان بدتر از اين است با خبر كنم!! كساني كه خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته و مورد خشم قرار داده (و مسخ كرده) و از آنها ميمونها و خوكهائي قرار داده و پرستش بت كردهاند موقعيت و محل آنها بدتر است و از راه راست گمراهترند. (60)
|
|
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ ﴿60﴾
|
|
و هنگامي كه نزد شما ميآيند ميگويند ايمان آوردهايم (اما) با كفر وارد ميشوند و با كفر خارج ميگردند و خداوند از آنچه كتمان ميكردند آگاهتر است. (61)
|
|
وَإِذَا جَآؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُونَ ﴿61﴾
|
|
بسياري از آنها را ميبيني كه در گناه و تعدي و خوردن مال حرام بر يكديگر سبقت ميجويند، چه زشت است كاري كه انجام ميدهند. (62)
|
|
وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿62﴾
|
|
چرا دانشمندان نصاري و علماي يهود آنها را از سخنان گناه آميز و خوردن مال حرام نهي نميكنند! چه زشت است عملي كه انجام ميدهند. (63)
|
|
لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ﴿63﴾
|
|
و يهود گفتند دست خدا به زنجير بسته است!، دستهايشان بسته باد و بخاطر اين سخن از رحمت (الهي) دور شوند! بلكه هر دو دست (قدرت) او گشاده است هر گونه بخواهد ميبخشد، و اين آيات كه بر تو از طرف پروردگارت نازل شده بر طغيان و كفر بسياري از آنها ميافزايد، و در ميان آنها عداوت و دشمني تا روز قيامت افكنديم، و هر زمان آتش جنگي افروختند آنرا خداوند خاموش ساخت و براي فساد در زمين تلاش ميكنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد. (64)
|
|
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ﴿64﴾
|
|
و اگر اهل كتاب ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند گناهان آنها را ميبخشيم و در باغهاي پر نعمت بهشت وارد ميسازيم. (65)
|
|
وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿65﴾
|
|
و اگر آنها تورات و انجيل و آنچه بر آنها از طرف پروردگارشان نازل شده (قرآن) را برپا دارند از آسمان و زمين روزي خواهند خورد، جمعي از آنها ميانه رو هستند ولي اكثرشان اعمال بدي انجام ميدهند. (66)
|
|
وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ ﴿66﴾
|
|
اي پيامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است كاملا (به مردم) برسان و اگر نكني، رسالت او را انجام ندادهاي و خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم نگاه ميدارد، و خداوند جمعيت كافران (لجوج) را هدايت نميكند. (67)
|
|
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿67﴾
|
|
اي اهل كتاب! شما هيچ موقعيتي نداريد مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه بر شما از طرف پروردگارتان نازل شده است بر پا داريد ولي آنچه بر تو از سوي پروردگارت نازل شده (نه تنها مايه بيداري آنها نميگردد بلكه) بر طغيان و كفر بسياري از آنها ميافزايد بنابر اين از اين قوم كافر (و مخالفت آنها) غمگين مباش. (68)
|
|
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿68﴾
|
|
آنها كه ايمان آوردهاند و يهوديان و صابئان و مسيحيان هر گاه ايمان به خداوند يگانه و روز جزا بياورند و عمل صالح انجام دهند نه ترسي بر آنها است و نه غمگين خواهند شد. (69)
|
|
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿69﴾
|
|
ما از بني اسرائيل پيمان گرفتيم و رسولاني به سوي آنها فرستاديم (ولي) هر زمان پيامبري بر خلاف هوسها و تمايلات آنها ميآمد عدهاي را تكذيب ميكردند و جمعي را ميكشتند. (70)
|
|
لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلاً كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ ﴿70﴾
|
|
و گمان كردند مجازاتي در كار نخواهد بود لذا (از ديدن حقايق و شنيدن سخنان حق) نابينا و كر شدند سپس (بيدار گشتند و) خداوند توبه آنها را پذيرفت دگر بار (بخواب غفلت فرو رفتند و) بسياري از آنها كور و كر شدند و خداوند به آنچه انجام ميدهند داناست. (71)
|
|
وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿71﴾
|
|
آنها كه گفتند خداوند همان مسيح بن مريم است بطور مسلم كافر شدند (با اينكه خود) مسيح گفت اي بني اسرائيل خداوند يگانهاي را كه پروردگار من و شماست پرستش كنيد چه اينكه هر كس شريكي براي خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است و جايگاه او دوزخ است و ستمكاران يار و ياوري ندارند. (72)
|
|
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿72﴾
|
|
آنها كه گفتند خداوند يكي از سه خدا است (نيز) بطور مسلم كافر شدند با اينكه معبودي جز معبود يگانه نيست و اگر از آنچه ميگويند دست برندارند عذاب دردناكي به كافران آنها (كه روي اين عقيده ايستادگي كنند) خواهد رسيد. (73)
|
|
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿73﴾
|
|
آيا توبه نميكنند و به سوي خدا باز نميگردند و از او طلب آمرزش نمينمايند و خداوند آمرزنده مهربان است. (74)
|
|
أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿74﴾
|
|
مسيح فرزند مريم فقط فرستاده (خدا) بود پيش از وي نيز فرستادگان ديگري بودند مادرش نيز زن بسيار راستگوئي بود هر دو غذا ميخوردند (با اين حال چگونه دعوي الوهيت مسيح و عبادت مادرش مريم ميكنيد؟) بنگر چگونه نشانهها را براي آنها آشكار ميسازيم سپس بنگر چگونه آنها از حق باز داشته ميشوند؟ (75)
|
|
مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ﴿75﴾
|
|
بگو آيا جز خدا چيزي را ميرستيد كه نه مالك زيان شماست و نه سود شما، و خداوند شنوا و دانا است. (76)
|
|
قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿76﴾
|
|
بگو اي اهل كتاب در دين خود غلو (و زياده روي) نكنيد و غير از حق نگوئيد و از هوسهاي جمعيتي كه پيشتر از اين گمراه شدند و دگران را گمراه كردند و از راه راست منحرف گشتند پيروي ننمائيد. (77)
|
|
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيلِ ﴿77﴾
|
|
آنها كه از بني اسرائيل كافر شدند بر زبان داود و عيسي بن مريم لعن (و نفرين) شدند، اين بخاطر آن بود كه گناه ميكردند و تجاوز مينمودند. (78)
|
|
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ﴿78﴾
|
|
آنها از اعمال زشتي كه انجام ميدادند يكديگر را نهي نميكردند چه بدكاري انجام ميدادند. (79)
|
|
كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿79﴾
|
|
بسياري از آنها را ميبيني كه كافران (و بت پرستان) را دوست ميدارند (و با آنها طرح دوستي ميريزند) چه بد اعمالي از پيش براي (معاد) خود فرستادند كه نتيجه آن خشم خداوند بود و در عذاب (الهي) جاودانه خواهند ماند. (80)
|
|
تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ ﴿80﴾
|
|
و اگر ايمان به خدا و پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم) و آنچه بر او نازل شده ميآوردند (هرگز) آنها را بدوستي اختيار نميكردند، ولي بسياري از آنها فاسقند. (81)
|
|
وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ ﴿81﴾
|
|
بطور مسلم يهود و مشركان را دشمنترين مردم نسبت به مؤ منان خواهي يافت، ولي آنها را كه ميگويند مسيحي هستيم نزديكترين دوستان به مومنان مييابي، اين به خاطر آن است كه در ميان آنها افرادي دانشمند و تارك دنيا هستند و آنها (در برابر حق) تكبر نميورزند. (82)
|
|
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿82﴾
|
|
و هر زمان آياتي را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند چشمهاي آنها را ميبيني كه (از شوق) اشك ميريزد بخاطر حقيقتي را كه دريافتهاند، آنها ميگويند: پروردگارا ايمان آورديم، ما را با گواهان (و شاهدان حق) بنويس. (83)
|
|
وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ ﴿83﴾
|
|
چرا ما ايمان به خدا و آنچه از حق به ما رسيده نياوريم در حالي كه آرزو داريم ما را در زمره جمعيت صالحان قرار دهد؟! (84)
|
|
وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ ﴿84﴾
|
|
خداوند آنها را به خاطر اين سخن باغهائي از بهشت پاداش داد كه از زير درختان آن نهرها جاري است، جاودانه در آن خواهند ماند و اين جزاي نيكوكاران است. (85)
|
|
فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ ﴿85﴾
|
|
و كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند آنها اهل دوزخند. (86)
|
|
وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿86﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد چيزهاي پاكيزه را كه خداوند براي شما حلال كرده بر خود حرام نكنيد، و از حد تجاوز ننمائيد، زيرا خداوند متجاوزان را دوست نميدارد. (87)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ﴿87﴾
|
|
و از نعمتهاي حلال و پاكيزهاي كه خداوند به شما روزي داده بخوريد و از (مخالفت) خداوندي كه به او ايمان داريد بپرهيزيد. (88)
|
|
وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿88﴾
|
|
خداوند شما را به خاطر سوگندهاي بيهوده (و خالي از اراده) مواخذه نميكند ولي در برابر سوگندهائي كه (از روي اراده) محكم كردهايد مواخذه ميكند، كفاره اين گونه قسمها اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاي معمولي است كه به خانواده خود ميدهيد، يا لباس پوشانيدن بر آن ده نفر و يا آزاد كردن يك برده، و كسي كه هيچكدام از اينها را نبايد سه روز روزه ميگيرد، اين كفاره سوگندهاي شماست به هنگامي كه سوگند ياد ميكنيد (و مخالفت مينمائيد) و سوگندهاي خود را حفظ كنيد و نشكنيد، اين چنين خداوند آيات خود را براي شما بيان ميكند تا شكر او را بجا آوريد. (89)
|
|
لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿89﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد شراب و قمار و بتها و از لام (كه يكنوع بخت آزمائي بوده) پليدند و از عمل شيطانند از آنها دوري كنيد تا رستگار شويد. (90)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿90﴾
|
|
شيطان ميخواهد در ميان شما بوسيله شراب و قمار عداوت ايجاد كند، و شما را از ذكر خدا و از نماز باز دارد آيا (با اينهمه زيان و فساد و با اين نهي اكيد) خودداري خواهيد كرد؟! (91)
|
|
إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿91﴾
|
|
و اطاعت خدا و اطاعت پيامبر كنيد و (از مخالفت فرمان او) بترسيد، و اگر روي برگردانيد (و مخالفت نمائيد مستحق مجازات خواهيد بود) و بدانيد بر پيامبر ما جز ابلاغ آشكار چيز ديگري نيست (و اين وظيفه را در برابر شما انجام داده است). (92)
|
|
وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ﴿92﴾
|
|
بر كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند گناهي در آنچه خوردهاند نيست (و نسبت به نوشيدن شراب قبل از نزول حكم تحريم مجازات نميشوند) مشروط بر اينكه تقوا پيشه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، سپس تقوا پيشه كنند و ايمان آورند، سپس تقوا پيشه كنند و نيكي نمايند، و خداوند نيكوكاران را دوست ميدارد. (93)
|
|
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿93﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد خداوند شما را به مقداري شكار كه (به نزديكي شما ميآيند و) دستها و نيزههاي شما به آنها ميرسد، ميآزمايد، تا معلوم شود چه كسي از خدا به وسيله ايمان به غيب ميترسد، و هر كس بعد از آن تجاوز كند مجازات دردناكي خواهد داشت. (94)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿94﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد شكار را در حال احرام به قتل نرسانيد و هر كس از شما عمدا آنرا به قتل برساند بايد كفارهاي معادل آن از چهار پايان بدهد، كفارهاي كه دو نفر عادل از شما معادل بودن آنرا تصديق كنند، و به صورت قرباني به (حريم) كعبه برسد، يا (بجاي قرباني) اطعام مستمندان كند يا معادل آن روزه بگيرد تا كيفر كار خود را بچشد، خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو كرده است و هر كس تكرار كند خداوند از او انتقام ميگيرد و خداوند توانا و صاحب انتقام است. (95)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ ﴿95﴾
|
|
صيد دريا و طعام آن براي شما حلال است تا شما و مسافران از آن بهره مند شويد، ولي مادام كه محرم هستيد صيد صحرا براي شما حرام است و از (نافرماني) خدائي كه به سوي او محشور ميشويد بترسيد. (96)
|
|
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿96﴾
|
|
خداوند، كعبه، بيت الحرام، را وسيلهاي براي سامان بخشيدن به كار مردم قرار داده و همچنين ماه حرام و قربانيهاي بينشان و قربانيهاي نشاندار، اينگونه احكام (حساب شده و دقيق) به خاطر آن است كه بدانيد خداوند آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ميداند و خداوند به هر چيزي دانا است. (97)
|
|
جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿97﴾
|
|
بدانيد خدا داراي مجازات شديد و (در عين حال) آمرزنده و مهربان است. (98)
|
|
اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿98﴾
|
|
پيامبر وظيفهاي جز ابلاغ رسالت (و دستورهاي الهي) ندارد (و مسئول اعمال شما نيست) و خدا ميداند چه چيزها را آشكار، و چه چيزها را پنهان ميداريد. (99)
|
|
مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿99﴾
|
|
بگو (هيچگاه) ناپاك و پاك مساوي نيستند اگر چه كثرت ناپاكها تو را به شگفتي بيندازد، از (مخالفت) خدا بپرهيزيد اي صاحبان خرد، تا رستگار شويد. (100)
|
|
قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿100﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد از مسائلي سوال نكنيد كه اگر براي شما آشكار گردد شما را ناراحت ميكند، و اگر به هنگام نزول قرآن از آنها سوال كنيد براي شما آشكار ميشود، خداوند آنها را بخشيده (و از آن صرف نظر كرده) است و خداوند آمرزنده و حليم است. (101)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿101﴾
|
|
جمعي از پيشينيان از آنها سوال كردند و سپس به مخالفت با آن برخاستند، (ممكن است شما هم چنان سرنوشتي پيدا كنيد). (102)
|
|
قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِينَ ﴿102﴾
|
|
خداوند هيچگونه بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است (اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلي كه در زمان جاهليت استفاده از آنها را ممنوع ميدانستند و اين بدعت در اسلام ممنوع شد) ولي كساني كه كافر شدند بر خدا دروغ ميبندند و بيشتر آنها نميفهمند. (103)
|
|
مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَآئِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿103﴾
|
|
و هنگامي كه به آنها گفته شود، به سوي آنچه خدا نازل كرده و به سوي پيامبر بيائيد ميگويند آنچه را از پدران خود يافتهايم ما را بس است!، آيا نه چنين است كه پدران آنها چيزي نميدانستند و هدايت نيافته بودند؟! (104)
|
|
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴿104﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد مراقب خود باشيد، هنگامي كه شما هدايت يافتيد گمراهي كساني كه گمراه شدهاند به شما زياني نميرساند، بازگشت همه شما به سوي خدا است و شما را از آنچه عمل ميكرديد آگاه ميسازد. (105)
|
|
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿105﴾
|
|
اي كساني كه ايمان آوردهايد هنگامي كه مرگ يكي از شما فرا رسد در موقع وصيت بايد دو نفر عادل را از ميان شما به شهادت بطلبد، يا اگر مسافرت كرديد و مرگ شما را فرا رسد (و در راه مسلماني نيافتيد) دو نفر از غير شما، و اگر به هنگام اداي شهادت در صدق آنها شك كرديد آنها را بعد از نماز نگاه ميداريد تا سوگند ياد كنند كه ما حاضر نيستيم حق را به چيزي بفروشيم اگر چه در مورد خويشاوندان ما باشد و شهادت الهي را كتمان نميكنيم كه از گناهكاران خواهيم بود. (106)
|
|
يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلاَ نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِينَ ﴿106﴾
|
|
و اگر اطلاعي حاصل شود كه آن دو مرتكب گناهي شدهاند (و حق را كتمان كردهاند) دو نفر از كساني كه گواهان نخست بر آنها ستم كردهاند به جاي آنها قرار ميگيرند و به خدا سوگند ياد ميكنند كه گواهي ما از گواهي آن دو به حق نزديكتر است و ما مرتكب تجاوزي نشدهايم كه اگر چنين كرده باشيم از ظالمان خواهيم بود. (107)
|
|
فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يِقُومَانُ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿107﴾
|
|
اين كار بيشتر سبب ميشود كه به حق گواهي دهند (و از خدا بترسند) و يا (از مردم) بترسند كه (دروغشان فاش گردد و) سوگندهائي جاي سوگندهاي آنها را بگيرد، و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد و گوش فرا دهيد و خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نميكند. (108)
|
|
ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿108﴾
|
|
از آن روز بترسيد كه خداوند پيامبران را جمع ميكند و به آنها ميگويد مردم در برابر دعوت شما چه پاسخي دادند؟ ميگويند ما چيزي نميدانيم تو خود از تمام پنهانيها آگاهي. (109)
|
|
يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ﴿109﴾
|
|
بياد آور هنگامي را كه خداوند به عيسي بن مريم گفت متذكر نعمتي كه بر تو و مادرت دادم باش، زماني كه تو را بوسيله روح القدس تقويت كردم كه در گاهواره و به هنگام بزرگي با مردم سخن ميگفتي، و هنگامي كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل بر تو آموختم، و هنگامي كه به فرمان من از گل چيزي بصورت پرنده ميساختي و در آن ميدميدي و به فرمان من پرندهاي ميشد و كور مادرزاد و مبتلا به بيماري پيسي را به فرمان من شفا ميدادي، و مردگان را (نيز) به فرمان من زنده ميكردي، و هنگامي كه بني اسرائيل را از آسيب رسانيدن به تو باز داشتم در آن موقع كه دلايل روشن براي آنها آوردي ولي جمعي از كافران آنها گفتند اينها جز سحر آشكار نيست. (110)
|
|
إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿110﴾
|
|
و بياد آور زماني را كه به حواريون وحي فرستادم كه به من و فرستاده من ايمان بياوريد، آنها گفتند ايمان آورديم و گواه باش كه ما مسلمانيم. (111)
|
|
وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿111﴾
|
|
در آن هنگام كه حواريون گفتند: اي عيسي بن مريم آيا پروردگار تو ميتواند مائدهاي از آسمان نازل كند؟ او (در پاسخ) گفت از خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد! (112)
|
|
إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿112﴾
|
|
گفتند (ما نظر سوئي نداريم) ميخواهيم از آن بخوريم و دلهاي ما (به رسالت تو) مطمئن گردد و بدانيم به ما راست گفتهاي و بر آن گواه باشيم. (113)
|
|
قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ ﴿113﴾
|
|
عيسي عرض كرد: خداوندا، پروردگارا! مائدهاي از آسمان بر ما بفرست تا عيدي. براي اول و آخر ما باشد و نشانهاي از تو، و به ما روزي ده، تو بهترين روزي دهندگاني. (114)
|
|
قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿114﴾
|
|
خداوند (دعاي او را مستجاب كرد و) گفت من آنرا بر شما نازل ميكنم ولي هر كس از شما بعد از آن كافر گردد (و راه انكار پويد) او را چنان مجازاتي ميكنم كه احدي از جهانيان را نكرده باشم! (115)
|
|
قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ ﴿115﴾
|
|
به يادآور زماني را كه خداوند به عيسي بن مريم ميگويد: آيا تو به مردم گفتي كه من و مادرم را دو معبود، غير از خدا، انتخاب كنيد؟ او ميگويد: منزهي تو، من حق ندارم آنچه را كه شايسته من نيست بگويم، اگر چنين سخني را گفته باشم تو ميداني، تو از آنچه در روح و جان من است آگاهي و من از آنچه در ذات (پاك) تو است آگاه نيستم، زيرا تو با خبر از تمام اسرار و پنهانيها هستي. (116)
|
|
وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ﴿116﴾
|
|
من به آنها چيزي جز آنچه مرا مامور به آن ساختي نگفتم، به آنها گفتم: خداوندي را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شما است، و تا آن زمان كه ميان آنها بودم مراقب و گواه آنان بودم، و هنگامي كه مرا از ميانشان برگرفتي تو خود مراقب آنها بودي، و تو گواه بر هر چيز هستي. (117)
|
|
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿117﴾
|
|
(با اين حال) اگر آنها را مجازات كني بندگان تواند (و قادر به فرار از مجازات نيستند) و اگر آنها را ببخشي توانا و حكيمي (نه مجازات تو نشانه عدم حكمت و نه بخشش تو نشانه ضعف است). (118)
|
|
إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿118﴾
|
|
خداوند ميگويد: امروز روزي است كه راستي راستگويان به آنها سود ميبخشد، براي آنها باغهائي از بهشت است كه آب از زير (درختان) آن جريان دارد و جاودانه و براي هميشه در آن ميمانند، خداوند از آنها خشنود و آنها از او خشنود خواهند بود و اين رستگاري بزرگي است. (119)
|
|
قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿119﴾
|
|
حكومت آسمانها و زمين و آنچه در آنها است از آن خدا است و او بر هر چيزي توانا است. (120)
|
|
لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿120﴾
|