|
به نام خداوند رحمتگر مهربان
|
|
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
|
|
الر - آن آيات كتاب حكيم است. (1)
|
|
الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ ﴿1﴾
|
|
آيا اين براي مردم موجب شگفتي است كه به يكي از آنها وحي فرستاديم كه مردم را انذار كن و به كساني كه ايمان آوردهاند بشارت ده كه براي آنها پاداشهاي مسلم نزد پروردگارشان (و سابقه نيك) است (اما) كافران گفتند اين ساحر آشكاري است. (2)
|
|
أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُّبِينٌ ﴿2﴾
|
|
پروردگار شما خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت و به تدبير كار (جهان) پرداخت، هيچ شفاعت كنندهاي جز به اذن او وجود ندارد، اين است خداوند پروردگار شما، پس او را پرستش كنيد، آيا متذكر نميشويد؟! (3)
|
|
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿3﴾
|
|
بازگشت همه شما به سوي او است خداوند وعده حقي فرموده، او خلق را آغاز كرد سپس آنرا باز ميگرداند، تا كساني را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند به عدالت جزا دهد و براي كساني كه كافر شدند نوشيدني از مايع سوزان است و عذاب دردناكي بخاطر آنكه كفر ميورزيدند. (4)
|
|
إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ﴿4﴾
|
|
او كسي است كه خورشيد را روشنائي و ماه را نور قرار داد، و براي آن منزلگاههائي مقدر كرد تا عدد سالها و حساب (كارها) را بدانيد، خداوند اين را جز به حق نيافريده او آيات (خود را) براي گروهي كه اهل دانشند شرح ميدهد. (5)
|
|
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿5﴾
|
|
مسلما در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده آيات (و نشانههائي) است بر آنها كه پرهيزكارند (و گناه چشم دلشان را نابينا نكرده است). (6)
|
|
إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ ﴿6﴾
|
|
آنها كه اميد لقاي ما (و رستاخيز) را ندارند، و به زندگي دنيا خشنود شدند، و بر آن تكيه كردند، و آنها كه از آيات ما غافلند. (7)
|
|
إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ﴿7﴾
|
|
(همه) آنها جايگاهشان آتش است به خاطر كارهائي كه انجام ميدادند. (8)
|
|
أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ﴿8﴾
|
|
(ولي) كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند آنها را در پرتو ايمانشان هدايت ميكند، از زير (قصرهاي) آنها نهرها، در باغهاي بهشت، جريان دارد. (9)
|
|
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿9﴾
|
|
گفتار (و دعاي) آنها در بهشت اين است كه خداوندا! منزهي تو، و تحيت آنها سلام، و آخرين سخنشان حمد مخصوص پروردگار عالميان است. (10)
|
|
دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿10﴾
|
|
اگر همانگونه كه مردم در بدست آوردن خوبيها عجله دارند، خداوند (به كيفر اعمالشان) مجازاتشان كند عمرشان به پايان ميرسد (و همگي نابود خواهند شد) ولي آنها كه اميد لقاي ما را ندارند بحال خودشان رها ميكنيم تا در طغيانشان سرگردان شوند. (11)
|
|
وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿11﴾
|
|
و هنگامي كه به انسان زيان (و ناراحتي) برسد ما را (در همه حال) در حالي كه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است ميخواند، اما هنگامي كه ناراحتي او را بر طرف ساختيم چنان ميرود كه گوئي هرگز ما را براي حل مشكلي كه به او رسيده نخوانده، اينگونه براي اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است. (12)
|
|
وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿12﴾
|
|
ما امتهاي پيش از شما را، به هنگامي كه ظلم كردند، هلاك كرديم، در حالي كه پيامبرانشان با دلايل روشن به سراغ آنها آمدند ولي آنها ايمان نياوردند، اينگونه گروه مجرمان را جزا ميدهيم. (13)
|
|
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ﴿13﴾
|
|
سپس شما را جانشينان آنها در روي زمين - پس از آنان - قرار داديم تا بنگريم شما چگونه عمل ميكنيد. (14)
|
|
ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿14﴾
|
|
و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنها خوانده ميشود كساني كه اميد لقاي ما (و رستاخيز) را ندارند ميگويند قرآني غير از اين بياور، و يا آنرا تبديل كن (و آيات نكوهش بتها را بردار!) بگو من حق ندارم كه آنرا از پيش خود تغيير دهم، فقط از چيزي كه بر من وحي ميشود پيروي ميكنم، من اگر معصيت پروردگارم را كنم از مجازات روز بزرگ (قيامت) ميترسم. (15)
|
|
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿15﴾
|
|
بگو اگر خدا ميخواست من اين آيات را بر شما نميخواندم و از آن آگاهتان نميكردم چه اينكه مدتها پيش از اين در ميان شما زندگي نمودم آيا نميفهميد؟! (16)
|
|
قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿16﴾
|
|
چه كسي ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ ميبندد و آيات او را تكذيب ميكند، مسلما مجرمان رستگار نخواهند شد. (17)
|
|
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ﴿17﴾
|
|
و غير از خدا چيزهائي را پرستش ميكنند كه نه به آنها زيان ميرساند و نه سودي به آنان ميدهد، و ميگويند اينان شفيعان ما نزد خدا هستند بگو: آيا خداوند را به چيزي خبر ميدهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد؟ منزه است او، و برتر است از آن شريكهائي كه قرار ميدهند. (18)
|
|
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿18﴾
|
|
و (در آغاز) همه مردم امت واحدي بودند سپس اختلاف كردند، و اگر فرماني از طرف پروردگار تو (درباره عدم مجازات سريع آنان) نبود، در آنچه اختلاف داشتند ميان آنها داوري ميكرد. (19)
|
|
وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿19﴾
|
|
و ميگويند چرا معجزهاي از پروردگارش بر او نازل نميشود؟ بگو غيب (و معجزات) براي خدا (و به فرمان او) است شما در انتظار باشيد من هم با شما در انتظارم (شما در انتظار معجزات اقتراحي و بهانه جويانه باشيد و من هم در انتظار مجازات شما!). (20)
|
|
وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿20﴾
|
|
هنگامي كه به مردم رحمتي پس از زياني كه به آنها رسيده ميچشانيم آنها در آيات ما مكر ميكنند (و دست به توجيهات ناروا براي آن نعمت و رحمت ميزنند) بگو خداوند از شما سريعتر چاره جوئي ميكند، و رسولان ما آنچه مكر ميكنيد (و نقشه ميكشيد) مينويسند. (21)
|
|
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ﴿21﴾
|
|
او كسي است كه شما را در خشكي و دريا سير ميدهد تا اينكه در كشتي قرار ميگيريد و بادهاي موافق آنها را (به سوي مقصد) حركت ميدهند و خوشحال ميشوند ناگهان طوفان شديدي ميوزد و امواج از هر سو به سراغ آنها ميآيد و گمان ميبرند هلاك خواهند شد در اين موقع خدا را از روي اخلاص عقيده ميخوانند كه اگر ما را نجات دهي حتما از سپاسگزاران خواهيم بود. (22)
|
|
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ ﴿22﴾
|
|
اما هنگامي كه آنها را رهائي بخشيد، (دوباره) در زمين، بدون حق، ستم ميكنند اي مردم ستمهاي شما به زيان خود شماست، بهرهاي از زندگي دنيا (مي بريد) سپس بازگشت شما بسوي ماست و (خدا) شما را به آنچه عمل ميكرديد خبر ميدهد. (23)
|
|
فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿23﴾
|
|
زندگي دنيا همانند آبي است كه از آسمان نازل كردهايم كه بر اثر آن گياهان گوناگون كه مردم و چهار پايان از آن ميخورند، ميرويد، تا زماني كه روي زمين زيبائي خود را (از آن) گرفته و تزيين ميگردد و اهل آن مطمئن ميشوند كه ميتوانند از آن بهره مند گردند (ناگهان) فرمان ما شب هنگام يا در روز براي نابودي آن) فرا ميرسد (سرما يا صاعقهاي را بر آن مسلط ميسازيم) و آنچنان آنرا درو ميكنيم كه (گوئي) هرگز نبوده است اينچنين آيات خود را براي گروهي كه تفكر ميكنند شرح ميدهيم. (24)
|
|
إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَآ أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿24﴾
|
|
و خداوند دعوت به سراي صلح و سلامت ميكند و هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مينمايد. (25)
|
|
وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿25﴾
|
|
كساني كه نيكي كردند، پاداش نيك و زياده بر آن دارند و تاريكي و ذلت چهرههايشان را نميپوشاند آنها ياران بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. (26)
|
|
لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿26﴾
|
|
اما كساني كه مرتكب گناهان شدند جزاي بدي بمقدار آن دارند و ذلت و خواري چهره آنها را ميپوشاند و هيچ چيز نميتواند آنها را از (مجازات) خدا نگهدارد، (چهرههاشان آنچنان تاريك است كه) گوئي پارههائي از شب تاريك صورت آنها را پوشانده، آنها ياران آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند. (27)
|
|
وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿27﴾
|
|
بخاطر بياوريد آن روز را كه همه آنها را جمع ميكنيم سپس به مشركان ميگوئيم شما و معبودهايتان در جاي خودتان باشيد (تا به حسابتان رسيدگي شود) سپس آنها را از هم جدا ميكنيم (و از هر يك جداگانه سؤ ال مينمائيم) و معبودهايشان (به آنها) ميگويند شما (هرگز) ما را عبادت نميكرديد! (28)
|
|
وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿28﴾
|
|
همين بس كه خدا ميان ما و شما گواه است كه ما از عبادت كردن شما غافل (و بيخبر) بوديم. (29)
|
|
فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿29﴾
|
|
در آن هنگام (و در آنجا) هر كس عملي را كه قبلا انجام داده است ميآزمايد و همگي به سوي الله، مولا و سرپرست حقيقتي خود باز ميگردند، و آنها را كه به دروغ شريك خدا قرار داده بودند گم و نابود ميشوند. (30)
|
|
هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿30﴾
|
|
بگو چه كسي شما را از آسمان و زمين روزي ميدهد و يا چه كسي مالك (و خالق) گوش و چشم هاست و چه كسي زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج ميسازد و چه كسي امور (جهان) را تدبير ميكند؟ به زودي (در پاسخ) ميگويند: خدا، بگو پس چرا تقوا پيشه نميكنيد (و از خدا نميترسيد)؟! (31)
|
|
قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ ﴿31﴾
|
|
اينچنين است خداوند پروردگار حق شما، با اينحال بعد از حق جز گمراهي وجود دارد؟ پس چرا (از پرستش او) روي ميگردانيد؟! (32)
|
|
فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿32﴾
|
|
اينچنين فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلم شده كه آنها (پس از اينهمه طغيان و گناه) ايمان نخواهند آورد. (33)
|
|
كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿33﴾
|
|
بگو آيا هيچيك از معبودهاي شما آفرينش را ايجاد و سپس باز ميگرداند؟ بگو تنها خدا آفرينش را ايجاد كرده سپس باز ميگرداند، با اينحال چرا از حق رويگردان ميشويد؟ (34)
|
|
قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿34﴾
|
|
بگو آيا هيچيك از معبودهاي شما به سوي حق هدايت ميكند؟ - بگو تنها خدا به حق هدايت ميكند آيا كسي كه هدايت به حق ميكند براي پيروي شايسته تر است يا آن كس كه خود هدايت نميشود مگر هدايتش كنند، شما را چه ميشود؟ چگونه داوري ميكنيد؟ (35)
|
|
قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿35﴾
|
|
و بيشتر آنها جز از گمان (و پندارهاي بياساس) پيروي نميكنند (در حالي كه) گمان هرگز انسان را از حق بينياز نميسازد (و به حق نميرساند) خداوند به آنچه انجام ميدهند آگاه است. (36)
|
|
وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿36﴾
|
|
شايسته نيست (و امكان نداشت) كه اين قرآن بدون وحي الهي به خدا نسبت داده شود ولي تصديقي است براي آنچه پيش از آن است (از كتب آسماني) و تفصيلي است براي آنها، و شكي در آن نيست كه از طرف پروردگار جهانيان است. (37)
|
|
وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿37﴾
|
|
آنها ميگويند، او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده بگو اگر راست ميگوئيد يك سوره همانند آن بياوريد و هر كس را ميتوانيد غير از خدا (به ياري) بطلبيد. (38)
|
|
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿38﴾
|
|
(آنها از روي علم و دانش قرآن را انكار نميكنند) بلكه آنها چيزي را تكذيب كردند كه آگاهي از آن نداشتند، و هنوز واقعيتش بر آنان روشن نشده است اينچنين پيشينيان آنها نيز تكذيب كردند پس بنگر عاقبت كار ظالمان چگونه بود؟! (39)
|
|
بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿39﴾
|
|
و بعضي از آنها ايمان به آن ميآورند و بعضي ايمان نميآورند، و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (و آنها را بهتر ميشناسد). (40)
|
|
وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿40﴾
|
|
و اگر تو را تكذيب كردند بگو: عمل من براي من، و عمل شما براي شما، شما بيزاريد از آنچه من ميكنم، و من بيزارم از آنچه شما انجام ميدهيد. (41)
|
|
وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿41﴾
|
|
و گروهي از آنان گوش به سوي تو فرا ميدهند (اما گوئي هيچ نميشنوند و كرند!) (42)
|
|
وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿42﴾
|
|
و گروهي از آنان به سوي تو نگاه ميكنند (اما گوئي هيچ نميبينند) آيا تو ميتواني نابينايانرا هدايت كني هر چند نبينند؟! (43)
|
|
وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ ﴿43﴾
|
|
خداوند هيچ به مردم ستم نميكند ولي اين مردمند كه به خويشتن ستم مينمايند. (44)
|
|
إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿44﴾
|
|
بخاطر بياور روزي را كه آنها را جمع (و محشور) ميسازد، و آنچنان احساس ميكنند كه گوئي جز ساعتي از روز (در دنيا) توقف نكردند، به آن مقدار كه يكديگر را (ببينند و) بشناسند، آنها كه لقاي خداوند (و رستاخيز) را انكار كردند زيان كردند و هدايت نيافتند. (45)
|
|
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ﴿45﴾
|
|
و اگر ما پارهاي از مجازاتهائي را كه به آنان وعده دادهايم (در حال حياتت) به تو نشان دهيم و يا (پيش از آنكه آنها گرفتار عذاب شوند) تو را از دنيا ببريم در هر حال بازگشتشان به سوي ماست سپس خداوند گواه است بر آنچه آنها انجام ميدادند. (46)
|
|
وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ ﴿46﴾
|
|
و براي هر امتي رسولي است، هنگامي كه رسولشان به سوي آنها بيايد خداوند به عدالت در ميان آنها داوري ميكند و ستمي به آنها نميشود. (47)
|
|
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿47﴾
|
|
مي گويند اين وعده (مجازات) اگر راست ميگوئيد كي عملي ميشود؟ (48)
|
|
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿48﴾
|
|
بگو من براي خودم زيان و سودي را مالك نيستم (تا چه رسد به شما) مگر آنچه خدا بخواهد، براي هر قوم و ملتي پاياني است هنگامي كه اجل آنها فرا رسد (و فرمان مجازات يا مرگشان صادر شود) نه ساعتي تاءخير ميكنند و نه ساعتي پيشي ميگيرند. (49)
|
|
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿49﴾
|
|
بگو اگر مجازات او شبهنگام يا در روز به سراغ شما آيد (آيا ميتوانيد آنرا از خود دفع كنيد) پس مجرمان براي چه چيز عجله ميكنند؟ (50)
|
|
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ﴿50﴾
|
|
يا اينكه آنگاه كه واقع شد ايمان ميآوريد (اما بدانيد به شما گفته ميشود) حالا؟ با اينكه قبلا براي آن عجله ميكرديد؟ (اكنون چه سود؟) (51)
|
|
أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿51﴾
|
|
سپس به آنها كه ستم كردند گفته ميشود عذاب ابدي را بچشيد! آيا جز به آنچه انجام ميداديد كيفر داده ميشويد؟ (52)
|
|
ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿52﴾
|
|
از تو ميپرسند آيا آن (وعده مجازات الهي) حق است ؟ بگو آري بخدا سوگند قطعا حق است و شما نميتوانيد از آن جلو گيري كنيد! (53)
|
|
وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِينَ ﴿53﴾
|
|
و هر كس كه ستم كرده اگر تمامي آنچه روي زمين است در اختيار داشته باشد (همه را از هول عذاب) براي نجات خويش ميدهد، و هنگامي كه عذاب را ببينند (پشيمان ميشوند اما) پشيماني خود را كتمان ميكنند (مبادا رسواتر شوند) و در ميان آنها به عدالت داوري ميشود و ستمي بر آنها نخواهد رفت. (54)
|
|
وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿54﴾
|
|
آگاه باشيد آنچه در آسمانها و زمين است از آن خدا است، آگاه باشيد وعده خدا حق است ولي اكثر آنها نميدانند. (55)
|
|
أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿55﴾
|
|
او است كه زنده ميكند و ميميراند و به سوي او باز ميگرديد. (56)
|
|
هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿56﴾
|
|
اي مردم! اندرزي از سوي پروردگارتان براي شما آمده، و درمان آنچه در سينههاست، و هدايت و رحمت براي مؤ منان. (57)
|
|
يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿57﴾
|
|
بگو به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند كه از آنچه گردآوري كردهاند بهتر است. (58)
|
|
قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ﴿58﴾
|
|
بگو آيا روزيهائي را كه خداوند بر شما نازل كرده مشاهده كرديد كه بعضي از آنرا حلال و بعضي را حرام كردهايد بگو آيا خداوند به شما اجازه داده يا بر خدا افترا ميبنديد؟ (و پيش خود تحريم و تحليل ميكنيد). (59)
|
|
قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ ﴿59﴾
|
|
آنها كه بر خدا افترا ميبندند درباره (مجازات) روز رستاخيز چه ميانديشند؟ خداوند فضل (و بخشش) نسبت به همه مردم دارد، اما اكثر آنها سپاسگزاري نميكنند (60)
|
|
وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ ﴿60﴾
|
|
در هيچ حال (و انديشهاي) نيستي و هيچ قسمتي از قرآن را تلاوت نميكني، و هيچ عملي را انجام نميدهيد مگر اينكه ما ناظر بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن ميشويد، و هيچ چيز در زمين و آسمان از پروردگار تو مخفي نميماند، به اندازه سنگيني ذرهاي و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است. (61)
|
|
وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿61﴾
|
|
آگاه باشيد اوليا (و دوستان) خدا نه ترسي دارند و نه غمگين ميشوند. (62)
|
|
أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿62﴾
|
|
همانها كه ايمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز ميكردند. (63)
|
|
الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ ﴿63﴾
|
|
در زندگي دنيا و در آخرت شاد (و مسرور)ند، وعدههاي الهي تخلف ناپذير است، و اين رستگاري بزرگي است. (64)
|
|
لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿64﴾
|
|
سخن آنها تو را غمگين نسازد تمام عزت (و قدرت) از آن خدا است و او شنوا و داناست. (65)
|
|
وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿65﴾
|
|
آگاه باشيد تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند از آن خدا ميباشند، و آنها كه غير خدا را شريك او ميخوانند از منطق و دليلي پيروي نميكنند، آنها فقط از پندار بياساس پيروي ميكنند و آنها فقط دروغ ميگويند! (66)
|
|
أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ﴿66﴾
|
|
او كسي است كه شب را براي شما آفريد كه در آن آرامش بيابيد و روز را روشني بخش قرار داد، در اين نشانههائي است براي كساني كه گوش شنوا دارند. (67)
|
|
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ﴿67﴾
|
|
گفتند خداوند فرزندي براي خود انتخاب كرده، منزه است (از هر عيب و نقص و احتياجي) او بينياز است، از آن او است آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، شما هيچگونه دليلي بر اين ادعا نداريد، آيا بخدا نسبتي ميدهيد كه نميدانيد؟! (68)
|
|
قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿68﴾
|
|
بگو آنها كه به خدا دروغ ميبندند (هرگز) رستگار نميشوند. (69)
|
|
قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ﴿69﴾
|
|
(حداكثر) بهرهاي از دنيا دارند سپس بازگشتشان به سوي ماست و بعد، مجازات شديد در برابر كفرشان به آنها ميچشانيم! (70)
|
|
مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ﴿70﴾
|
|
بخوان بر آنها سرگذشت نوح را، آن هنگام كه به قوم خود گفت اي قوم من اگر موقعيت و يادآوري من نسبت به آيات الهي بر شما سنگين (و غير قابل تحمل) است (هر كار از دستتان ساخته است بكنيد) من بر خدا توكل كردهام فكر خود و قدرت معبودهايتان را جمع كنيد و هيچ چيز بر شما مستور نماند سپس به حيات من پايان دهيد (و لحظهاي) مهلتم ندهيد! (اما توانائي نداريد). (71)
|
|
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ ﴿71﴾
|
|
و اگر از قبول دعوتم روي بگردانيد (كار نادرستي كردهايد چه اينكه) من از شما مزدي نميخواهم مزد من تنها بر خدا است و من ماءمورم كه از مسلمين (تسليم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم. (72)
|
|
فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿72﴾
|
|
اما آنها او را تكذيب كردند و ما او و كساني را كه با او در كشتي بودند نجات داديم، آنها را جانشين (و وارث كافران) قرار داديم و كساني را كه آيات ما را تكذيب كردند غرق نموديم پس ببين عاقبت كار آنها كه انذار شدند (و به انذار الهي اهميت ندادند) چگونه بود؟! (73)
|
|
فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ ﴿73﴾
|
|
سپس بعد از نوح رسولاني به سوي قومشان فرستاديم آنها با دلايل روشن به سراغ آنها رفتند، اما آنان به چيزي كه پيش از آن تكذيب كرده بودند ايمان نياوردند اينچنين بر دلهاي تجاوزكاران مهر مينهيم (تا چيزي را درك نكنند!) (74)
|
|
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَآؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِينَ ﴿74﴾
|
|
بعد از آنها موسي و هارون را با آيات خود به سوي فرعون و اطرافيانش فرستاديم، اما آنها تكبر كردند (و زير بار حق نرفتند چرا كه) آنها گروهي مجرم بودند. (75)
|
|
ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِينَ ﴿75﴾
|
|
و هنگامي كه حق از نزد ما به سراغ آنها آمد گفتند اين سحر آشكاري است! (76)
|
|
فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿76﴾
|
|
(اما) موسي گفت آيا حق را كه به سوي شما آمده سحر ميشمريد؟ اين سحر است ؟ در حالي كه ساحران رستگار (و پيروز) نميشوند؟ (77)
|
|
قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ﴿77﴾
|
|
گفتند آيا آمدهاي كه ما را از آنچه پدرانمان را بر آن يافتيم منصرف سازي، و بزرگي (و رياست) در روي زمين از آن شما باشد؟ ما به شما ايمان نميآوريم! (78)
|
|
قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ ﴿78﴾
|
|
فرعون گفت هر جادوگر (و ساحر) آگاهي را نزد من آوريد. (79)
|
|
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ ﴿79﴾
|
|
هنگامي كه ساحران آمدند موسي به آنها گفت آنچه (از وسايل سحر) ميتوانيد بيفكنيد، بيفكنيد! (80)
|
|
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿80﴾
|
|
هنگامي كه افكندند موسي گفت آنچه شما آورديد سحر است، كه خداوند به زودي آنرا ابطال ميكند، چرا كه خداوند عمل مفسدان را اصلاح نميكند. (81)
|
|
فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿81﴾
|
|
و حق را به وعده خويش تحقق ميبخشد هر چند مجرمان اكراه داشته باشند. (82)
|
|
وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ﴿82﴾
|
|
(در آغاز) هيچكس به موسي ايمان نياورد مگر گروهي از فرزندان قوم او، (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافيانش مبادا آنها را (با فشار و يا تبليغات گمراه كننده) از آئينشان منحرف سازند، فرعون برتري جوئي (و طغيان) در زمين داشت، و او از اسرافكاران بود. (83)
|
|
فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ ﴿83﴾
|
|
موسي گفت: اي قوم من! اگر شما ايمان به خدا آوردهايد بر او توكل كنيد اگر تسليم فرمان او هستيد. (84)
|
|
وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ ﴿84﴾
|
|
گفتند تنها بر خدا توكل داريم پروردگارا ما را تحت تاءثير گروه ستمگر قرار مده. (85)
|
|
فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿85﴾
|
|
و ما را به رحمتت از (دست) گروه كافران رهائي بخش. (86)
|
|
وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿86﴾
|
|
و به موسي و برادرش وحي كرديم كه براي قوم خود خانههائي در سرزمين مصر انتخاب كنيد، و خانههايتان را مقابل يكديگر (و متمركز) قرار دهيد، و نماز را بر پا داريد، و به مؤ منان بشارت ده (كه سرانجام پيروز ميشوند). (87)
|
|
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿87﴾
|
|
موسي گفت پروردگارا تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالي (سرشار) در زندگي دنيا دادهاي و نتيجهاش اين شده كه (بندگانت را) از راه تو گمراه ميسازند، پروردگارا! اموالشان را نابود كن و دلهايشان را سخت (و سنگين) ساز، تا عذاب دردناك را نبينند ايمان نياورند. (88)
|
|
وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ ﴿88﴾
|
|
فرمود: دعاي شما پذيرفته شد، استقامت بخرج دهيد و از راه (و رسم) كساني كه نميدانند تبعيت نكنيد (89)
|
|
قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلاَ تَتَّبِعَآنِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿89﴾
|
|
بني اسرائيل را از دريا (رود عظيم نيل) عبور داديم، و فرعون و لشكرش از سر ظلم و تجاوز بدنبال آنها رفتند، تا هنگامي كه غرقاب دامن او را گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودي جز كسي كه بني اسرائيل به او ايمان آوردهاند وجود ندارد، و من از مسلمين هستم! (90)
|
|
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿90﴾
|
|
(اما به او خطاب شد) الان؟! در حالي كه قبلا عصيان كردي و از مفسدان بودي؟! (91)
|
|
آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ﴿91﴾
|
|
ولي امروز بدنت را (از آب نجات ميدهيم تا عبرتي براي آيندگان باشي، و بسياري از مردم از آيات ما غافلند. (92)
|
|
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ ﴿92﴾
|
|
ما بني اسرائيل را در جايگاه صدق (و راستي منزل داديم و از روزيهاي پاكيزه به آنها عطا كرديم، (اما آنها به نزاع و اختلاف برخاستند) و اختلاف نكردند مگر بعد از آن كه علم و آگاهي يافتند، پروردگار تو در روز قيامت ميان آنها در آنچه اختلاف كردند داوري خواهد كرد. (93)
|
|
وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿93﴾
|
|
اگر در آنچه بر تو نازل كردهايم ترديد داري از آنها كه پيش از تو كتب آسماني را ميخوانند سوال كن، (بدان) به طور قطع، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسيده، بنابراين هرگز از ترديد كنندگان مباش (البته او در چيزي كه با شهود در يافته بود هرگز ترديد نداشت، اين درسي بود براي مردم). (94)
|
|
فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿94﴾
|
|
و از آنها مباش كه آيات خدا را تكذيب كردند كه از زيانكاران خواهي بود. (95)
|
|
وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿95﴾
|
|
(و بدان) آنها كه فرمان خدا بر آنان تحقق يافته ايمان نميآورند. (96)
|
|
إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿96﴾
|
|
هر چند تمام آيات ( الهي و نشانههاي او) به آنان برسد، تا زماني كه عذاب اليم را ببينند (چرا كه قلوبشان را تاريكي گناه فرا گرفته و راهي به روشنائي بر آنها نيست!). (97)
|
|
وَلَوْ جَاءتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ ﴿97﴾
|
|
چرا هيچيك از شهرها و آباديها ايمان نياوردند كه (ايمانشان به موقع باشد و) مفيد به حالشان افتد، مگر قوم يونس، به هنگامي كه ايمان آوردند عذاب رسوا كننده را در زندگي دنيا از آنان بر طرف ساختيم و تا مدت معيني (پايان زندگي و اجلشان) آنها را بهره مند ساختيم. (98)
|
|
فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿98﴾
|
|
و اگر پروردگار ميخواست تمام آنها كه در روي زمين هستند همگي (از روي اجبار) ايمان ميآوردند، آيا تو ميخواهي مردم را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟ (ايمان اجباري چه سودي دارد؟!) (99)
|
|
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ﴿99﴾
|
|
(اما) هيچكس نميتواند ايمان بياورد جز به فرمان خدا (و توفيق و ياري و هدايت او) و پليدي (و نا پاكي كفر و گناه را بر آنها قرار ميدهد كه تعقل نميكنند. (100)
|
|
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿100﴾
|
|
بگو نگاه كنيد آنچه را (از آيات خدا و نشانههاي توحيدش) در آسمانها و زمين است، اما اين آيات و انذارها به حال كساني كه ايمان نميآورند (و لجوجند) مفيد نخواهد بود. (101)
|
|
قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ ﴿101﴾
|
|
آيا آنها همانند روزهاي پيشينيان را انتظار ميكشند (و همانند بلاها و مجازاتهايشان را) بگو شما انتظار بكشيد من نيز با شما انتظار ميكشم! (102)
|
|
فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ﴿102﴾
|
|
سپس (به هنگام نزول بلا و مجازات) فرستادگان خود و كساني را كه به آنان ايمان ميآوردند نجات ميداديم، و همين گونه بر ما حق است كه مؤ منان (به تو) را رهائي بخشيم. (103)
|
|
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿103﴾
|
|
بگو اي مردم! اگر در عقيده من شك داريد، من كساني را كه جز خدا ميپرستيد نميپرستم، تنها خداوندي را پرستش ميكنم كه شما را ميميراند و من ماءمورم كه از مؤ منان باشم. (104)
|
|
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿104﴾
|
|
و (به من دستور داده شده كه) روي خود را به آئيني متوجه ساز كه خالي از هر گونه شرك است و از مشركان مباش. (105)
|
|
وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿105﴾
|
|
و جز خدا چيزي را كه نه سودي به تو ميرساند و نه زياني، مخوان، كه اگر چنين كني از ستمكاران خواهي بود. (106)
|
|
وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ ﴿106﴾
|
|
و اگر خداوند (براي امتحان يا كيفر گناه) زياني به تو رساند، هيچكس جز او آنرا بر طرف نميسازد، و اگر اراده خيري براي تو كند هيچكس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر كس از بندگانش بخواهد ميرساند و او غفور و رحيم است. (107)
|
|
وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصَيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿107﴾
|
|
بگو اي مردم حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده، هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد براي خود هدايت شده، و هر كس گمراه گردد به زيان خود گمراه شده، و من ماءمور (به اجبار) شما نيستم. (108)
|
|
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ ﴿108﴾
|
|
و از آنچه بر تو وحي ميشود پيروي كن و شكيبا باش (و استقامت نما) تا خداوند فرمان (پيروزي را) صادر كند و او بهترين حاكمان است. (109)
|
|
وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ﴿109﴾
|