نگارش یافته توسط متین بیرجندی راد   
18 خرداد 1387 ساعت 12:27

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

سوگند به روز قيامت. (1)

 

لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ﴿1﴾

و سوگند به نفس لوامه، وجدان بيدار و ملامتگر، (كه رستاخيز حق است). (2)

 

وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ﴿2﴾

آيا انسان مي‏پندارد كه استخوانهاي او را جمع نخواهيم كرد؟ (3)

 

أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿3﴾

آري قادريم كه (حتي خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم. (4)

 

بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿4﴾

(انسان شك در معاد ندارد) بلكه او مي‏خواهد (آزاد باشد و) مادام العمر گناه كند. (5)

 

بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿5﴾

(لذا) مي‏پرسد قيامت كي خواهد آمد. (6)

 

يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ ﴿6﴾

در آن هنگام چشمها از شدت وحشت به گردش در مي‏آيد. (7)

 

فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿7﴾

و ماه بينور گردد. (8)

 

وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿8﴾

و خورشيد و ماه يكجا جمع شوند. (9)

 

وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ﴿9﴾

آن روز انسان مي‏گويد: را فرار كجاست ؟ (10)

 

يَقُولُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ﴿10﴾

هرگز چنين نيست، راه فرار و پناهگاهي وجود ندارد. (11)

 

كَلَّا لَا وَزَرَ ﴿11﴾

و قرارگاه نهائي تنها به سوي پروردگار تو است. (12)

 

إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ﴿12﴾

و در آن روز انسان را از تمام كارهائي كه از پيش يا پس فرستاده، آگاه مي‏كنند. (13)

 

يُنَبَّأُ الْإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿13﴾

بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است. (14)

 

بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿14﴾

هر چند (در ظاهر) براي خود عذرهائي بتراشد. (15)

 

وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ ﴿15﴾

زبانت را به خاطر عجله براي خواندن آن (قرآن) حركت مده. (16)

 

لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿16﴾

چرا كه جمع و خواندن آن بر عهده ماست. (17)

 

إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿17﴾

و هنگامي كه ما آن را خوانديم از آن پيروي كن. (18)

 

فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿18﴾

سپس بيان (و توضيح) آن نيز بر عهده ماست. (19)

 

ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿19﴾

چنين نيست كه شما مي‏پنداريد (و دلايل معاد را مخفي مي‏شمريد) بلكه شما دنياي زودگذر را دوست داريد (و هوسراني بيقيد و شرط را). (20)

 

كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ ﴿20﴾

و آخرت را رها مي‏كنيد. (21)

 

وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ ﴿21﴾

در آن روز صورتهائي شاداب و مسرور است. (22)

 

وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿22﴾

و به پروردگارش مي‏نگرد! (23)

 

إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿23﴾

و در آن روز صورتهائي درهم كشيده است. (24)

 

وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ﴿24﴾

زيرا مي‏داند عذابي در مورد او انجام مي‏شود كه پشت را درهم مي‏شكند! (25)

 

تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ﴿25﴾

چنين نيست، او هرگز ايمان نمي‏آورد تا جان به گلوگاهش ‍ رسد. (26)

 

كَلَّا إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِيَ ﴿26﴾

و گفته شود: آيا كسي هست كه اين بيمار را از مرگ نجات دهد؟! (27)

 

وَقِيلَ مَنْ رَاقٍ ﴿27﴾

و يقين به فراق از دنيا پيدا كند. (28)

 

وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاقُ ﴿28﴾

و ساق پاها (از شدت جان دادن) به هم مي‏پيچيد. (29)

 

وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ ﴿29﴾

(آري) در آن روز مسير همه به سوي (دادگاه) پروردگارت خواهد بود. (30)

 

إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ ﴿30﴾

او هرگز ايمان نياورد و نماز نخواند (31)

 

فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّى ﴿31﴾

بلكه تكذيب كرد، و روي گردان شد. (32)

 

وَلَكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿32﴾

سپس به سوي خانواده خود بازگشت در حالي كه متكبرانه قدم بر مي‏داشت. (33)

 

ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى ﴿33﴾

عذاب الهي براي تو شايسته تر است، شايسته تر! (34)

 

أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿34﴾

سپس عذاب الهي براي تو شايسته تر است، شايسته تر! (35)

 

ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى ﴿35﴾

آيا انسان گمان مي‏كند بيهوده و بيهدف رها مي‏شود؟ (36)

 

أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿36﴾

آيا او نطفه‏اي از مني كه در رحم ريخته مي‏شود نبود؟ (37)

 

أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ﴿37﴾

سپس به صورت خون بسته در آمد، و او را آفريد و موزون ساخت ؟ (38)

 

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿38﴾

و از او دو زوج مذكر و مؤ نث آفريد. (39)

 

فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿39﴾

آيا چنين كسي قادر نيست كه مردگان را زنده كند؟! (40)

 

أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى ﴿40﴾