نگارش یافته توسط متین بیرجندی راد   
18 خرداد 1387 ساعت 12:56

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ن، سوگند به قلم، و آنچه را با قلم مي‏نويسند (1)

 

ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿1﴾

به بركت نعمت پروردگارت تو مجنون نيستي. (2)

 

مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿2﴾

و براي تو اجر و پاداشي عظيم و هميشگي است. (3)

 

وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿3﴾

و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اي داري. (4)

 

وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴿4﴾

و به زودي تو مي‏بيني و آنها نيز مي‏بينند. (5)

 

فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ﴿5﴾

كه كداميك از شما مجنون هستيد. (6)

 

بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ ﴿6﴾

پروردگار تو بهتر از هر كس مي‏داند چه كسي از راه او گمراه شده، و هدايت يافتگان را نيز بهتر مي‏شناسد. (7)

 

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿7﴾

حال كه چنين است از تكذيب كنندگان اطاعت مكن. (8)

 

فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ ﴿8﴾

آنها دوست دارند نرمش نشان دهي تا آنها نرمش نشان دهند (نرمشي تواءم با انحراف از مسير حق). (9)

 

وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ﴿9﴾

و اطاعت از كسي كه بسيار سوگند ياد مي‏كند و پست است مكن (10)

 

وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ ﴿10﴾

كسي كه بسيار عيبجو و سخن چين است. (11)

 

هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ ﴿11﴾

و بسيار مانع كار خير. و تجاوزگر، و گناهكار است. (12)

 

مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿12﴾

علاوه بر اينها كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است. (13)

 

عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ ﴿13﴾

مبادا به خاطر اينكه صاحب مال و فرزندان فراوان است از او پيروي كني. (14)

 

أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِينَ ﴿14﴾

هنگامي كه آيات ما بر او خوانده مي‏شود مي‏گويد اينها افسانه‏هاي خرافي پيشينيان است. (15)

 

إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿15﴾

به زودي ما بر بيني او علامت و داغ ننگ مي‏نهيم. (16)

 

سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ ﴿16﴾

ما آنها را آزموديم همانگونه كه صاحبان باغ را آزمايش كرديم، هنگامي كه سوگند ياد كردند كه ميوه‏هاي باغ را صبحگاهان (دور از انظار مستمندان) بچينند. (17)

 

إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ﴿17﴾

و هيچ از آن استثنا نكنند. (18)

 

وَلَا يَسْتَثْنُونَ ﴿18﴾

اما عذابي فراگير (شبانه) بر تمام باغ آنها فرود آمد در حالي كه همه در خواب بودند. (19)

 

فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ ﴿19﴾

و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلماني شد. (20)

 

فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ ﴿20﴾

صبحگاهان يكديگر را صدا زدند. (21)

 

فَتَنَادَوا مُصْبِحِينَ ﴿21﴾

كه به سوي كشتزار و باغ خود حركت كنيد اگر قصد چيدن ميوه‏ها را داريد. (22)

 

أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ ﴿22﴾

آنها حركت كردند در حالي كه آهسته با هم مي‏گفتند. (23)

 

فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ ﴿23﴾

مواظب باشيد امروز حتي يك فقير وارد بر شما نشود! (24)

 

أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ ﴿24﴾

آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيري كنند. (25)

 

وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِينَ ﴿25﴾

هنگامي كه (وارد باغ شدند، و) آن را ديدند گفتند: ما راه را گم كرده‏ايم! (26)

 

فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ﴿26﴾

(آري همه چيز به طور كامل از دست ما رفته) بلكه ما محروميم. (27)

 

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿27﴾

يكي از آنها كه از همه عاقلتر بود گفت: آيا به شما نگفتم چرا تسبيح خدا نمي‏گوئيد؟ (28)

 

قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ﴿28﴾

گفتند: منزه است پروردگار ما، مسلما ما ظالم بوديم. (29)

 

قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿29﴾

سپس آنها رو به هم كردند و به ملامت يكديگر پرداختند. (30)

 

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ ﴿30﴾

(و فريادشان بلند شد) گفتند: واي بر ما كه طغيانگر بوديم. (31)

 

قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ ﴿31﴾

اميدواريم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن را بجاي آن به ما بدهد، چرا كه ما به او دل بسته‏ايم. (32)

 

عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُونَ ﴿32﴾

اينگونه است عذاب خداوند (در دنيا) و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است اگر مي‏دانستند. (33)

 

كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿33﴾

براي پرهيزكاران نزد پروردگارشان باغهاي پرنعمت بهشت است (34)

 

إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿34﴾

آيا مؤ منان را همچون مجرمان قرار مي‏دهيم ؟ (35)

 

أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ﴿35﴾

شما را چه مي‏شود؟ چگونه داوري مي‏كنيد؟ (36)

 

مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿36﴾

آيا كتابي داريد كه از آن درس مي‏خوانيد؟ (37)

 

أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُونَ ﴿37﴾

كه آنچه را شما انتخاب مي‏كنيد از آن شما است؟ (38)

 

إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا يَتَخَيَّرُونَ ﴿38﴾

يا اينكه عهد و پيمان مؤ كد و مستمري تا روز قيامت بر ما داريد كه هر چه را به نفع خود اختيار مي‏كنيد براي شما قرار مي‏دهد؟ (39)

 

أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ ﴿39﴾

از آنها بپرس كداميك از آنان چنين چيزي را تضمين مي‏كند؟ (40)

 

سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيمٌ ﴿40﴾

يا اينكه معبوداني دارند (كه آنها را شريك خدا قرار داده‏اند و براي آنان شفاعت مي‏كنند) اگر راست مي‏گويند معبودان خود را ارائه دهند. (41)

 

أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿41﴾

به خاطر بياوريد روزي را كه ساق پاها از وحشت برهنه مي‏گردد و دعوت به سجود مي‏شوند اما قادر بر آن نيستند! (42)

 

يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿42﴾

اين در حالي است كه چشمهاي آنها (از شدت ندامت و شرمساري) به زير افتاده و ذلت و خواري وجود آنها را فرا گرفته، آنها پيش از اين دعوت به سجود مي‏شدند در حالي كه سالم بودند (ولي امروز ديگر توانائي آن را ندارند) (43)

 

خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ﴿43﴾

اكنون مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مي‏كنند رها كن و ما آنها را از آنجا كه نمي‏دانند تدريجا به سوي عذاب پيش مي‏بريم. (44)

 

فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ﴿44﴾

و به آنها مهلت مي‏دهم، چرا كه نقشه‏هاي من محكم و دقيق است. (45)

 

وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ ﴿45﴾

يا اينكه تو از آنها مطالبه مزدي مي‏كني كه پرداخت آن براي آنها سنگين است؟! (46)

 

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿46﴾

يا اسرار غيب نزد آنها است، و آن را مي‏نويسند (و به يكديگر مي‏دهند)؟ (47)

 

أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿47﴾

اكنون كه چنين است صبر كن و منتظر فرمان پروردگارت باش و مانند صاحب ماهي (يونس) نباش (كه در تقاضاي مجازات قومش ‍ عجله كرد و گرفتار مجازات ترك اولي شد) در آن زمان كه خدا را خواند در حالي كه مملو از اندوه بود. (48)

 

فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ ﴿48﴾

و اگر رحمت خدا به ياريش نيامده بود (از شكم ماهي) بيرون افكنده مي‏شد در حالي كه مذموم بود. (49)

 

لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ ﴿49﴾

ولي پروردگارش او را برگزيد، و از صالحان قرار داد. (50)

 

فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿50﴾

نزديك است كافران هنگامي كه آيات قرآن را مي‏شنوند تو را با چشمان خود هلاك كنند و مي‏گويند او ديوانه است! (51)

 

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ﴿51﴾

در حالي كه اين (قرآن) جز مايه بيداري براي جهانيان نيست. (52)

 

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿52﴾